الشيخ رسول جعفريان
75
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
سالمند را حرمت نهد و نه توانگرشان مستمند را كمك دهد . « 1 » ظهور معاويه به عنوان شخصى مزور و منحرف در عرصهء سياست اسلامى ، خود بزرگترين فتنه و فساد در جامعه بود . همين طور جريان عثمانى در بصره و نيز خوارج در كوفه . اينها جريانات فاسدى بودند كه گاه با علم به باطل بودن خود و گاه به خيال پيمودن راه حق ، راه را بر حق روان بستند . امام فتنهء معاويه را چنان مىديد كه مىفرمود : پشت و روى اين كار نگريستم و ديدم جز اين راهى نيست كه جنگ با آنان را پيش گيرم يا به آنچه محمد صلّى اللّه عليه و آله آورده است كافر شوم . « 2 » اصلاح ، سياست اصولى امام امام رسالت اصلى خود را اصلاح مىدانست . دليل اين امر آن بود كه او فردى پايبند به دين و سنت بود . افزون بر آن بايد توجه داشت كه امام اساسا توسط كسانى بر سر كار آورده شده بود كه خليفهء پيشين را به دليل فساد به قتل رسانده بودند و اميد آن داشتند كه خليفهء جديد به اصلاح خرابيها بپردازد . تناسب هدف اين گروه با شخصيت امام ، يكى از دلايل اصلى رويكرد آنان به امام بود . سياست خلفاى پيشين توسعهء فتوحات بود . اين كار هم اسلام را گسترش مىداد و طبعا پوئن مثبتى براى خلفا بود و هم جيب مردم را انباشته از درهم و دينار مىكرد . اكنون امام بايد خرابيهاى اين دوره را جبران كند . اين كار بسيار دشوار بوده و او را رودررو با بسيارى از اشراف و متنفذان مىكرد . در اينجا مرورى بر اقدامات اصلاحى امام خواهيم داشت . ابتدا بايد توجه داشت كه اين اقدامات ، دو قسمت بود . بخشى با زبان و اقدامات اجتماعى آرام . اما بخش ديگر آن از طريق جنگ بود ، آن هم با كسانى كه حاضر به رعايت حقوق حاكم مشروع جامعه نشده و سر به عصيان برداشته بودند . در اينجا به نمونههايى از قسمت نخست مىپردازم . يكى از مشكلات اخلاقى جامعه كه امام را سخت به خود مشغول داشته بود ،
--> ( 1 ) . همان ، خطبهء 233 ؛ ربيع الابرار ، ج 1 ، ص 96 ( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 54