الشيخ رسول جعفريان
67
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
خواند كه نزد خداوند محفوظ بوده و پاداش آن نزد خداست . اما در اين دنيا ، هر كس كه دعوت خدا و رسول را بپذيرد و مسلمان شده به قبلهء مسلمانان نماز بگذارد ، از تمامى حقوق بهرهمند و حدود اسلام بر شما اجرا خواهد شد . امام افزود : شما بندگان خدا هستيد و مال نيز مال خداوند است كه به تساوى ميان شما تقسيم خواهد شد و كسى بر كسى برترى نخواهد داشت . پرهيزكاران نزد خدا بهترين پاداش را دارند . امام با تأكيد بر سياست خود فرمود : مباد فردا كسى بگويد : حرمنا على بن ابى طالب حقوقنا . « 1 » امام على عليه السّلام فرداى آن روز به عبيد الله بن ابى رافع دستور داد : هر كس آمد سه دينار به او بدهد . همانجا سهل بن حنيف گفت : اين شخص غلام من بوده كه ديروز او را آزاد كردم . امام فرمود : همه سه دينار خواهند گرفت و ما كسى را بر ديگرى برترى نخواهيم داد . گروهى از نخبهگان از بنى اميه و نيز طلحه و زبير براى گرفتن سهم خويش نيامدند . فرداى آن روز وليد بن عقبه همراه شمارى ديگر نزد امام آمد و با اشاره به قتل پدرش توسط على در احد و قتل پدر سعيد بن عاص در آنجا و تحقير پدر مروان نزد عثمان و امور ديگر از امام خواست تا لااقل آنچه از اموال به آنها داده شده بازپس گرفته نشود . به علاوه قاتلان عثمان نيز قصاص شوند . امام درخواستهاى او را رد كرد و آنان نفاق خويش را آشكار كرده و زمزمهء مخالفت را آغاز كردند . فرداى آن روز بار ديگر امام خطبه خواند و از سر خشم مبناى خود را براى تقسيم اموال موجود ، كتاب خدا ياد كرد . امام از منبر پايين آمد ، و بعد از خواندن دو ركعت نماز ، در گوشهء مسجد در كنار طلحه و زبير نشست . سخن اصلى اين دو نفر آن بود كه اولا در كارها با ما مشورت نمىكنى و ثانيا : « خلافك عمر بن الخطاب فى القسم » . اشكال عمده ، مخالفت تو با روش عمر در تقسيم است . تو سهم ما را همانند ديگران كه زحمتى براى اسلام نكشيدهاند دادى . امام فرمود تا وقتى حكمى در كتاب خدا آمده ، جاى مشورت نيست ، البته اگر چيزى در كتاب خدا و سنت رسول نيامده بود با شما مشورت خواهم كرد . در مورد تقسيم بالسويه ، همهء ما شاهد بوديم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به اين گونه عمل مىكرد ، چنان
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 7 ، صص 37 - 36