الشيخ رسول جعفريان

576

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

اين نشانهء آن است كه مهدويت در قاموس روايى شيعه از اهميّت بسزايى برخوردار است ؛ زيرا پس از رحلت هر يك از امامان عليهم السّلام - به هر دليلى كه بدرود حيات مىگفتند - و يا حتى در حال حياتشان ، توهّم مهدويت اوج مىگرفته است . سير بحثهايى كه دربارهء با فرق شيعه توسط اشعرى و نوبختى عنوان شده نشان مىدهد كه مهمترين دليل تفرقه‌ها و انشعابها در ميان شيعه ، همين مسألهء مهدويت بوده كه به غلط از سوى برخى از اصحاب ائمه عليهم السّلام مطرح مىشده و انشعابى را - و لو به طور محدود - به دنبال داشته است . قابل توجه آن كه اساسا اعتقاد به مهدويت محمد بن حنفيه ، نفس زكيه « 1 » و بسيارى ديگر از علويان ، ناشى از همين تأكيدى است كه بر اصل مسألهء مهدويت شده است . يك نمونه ادعاى مهدويت دربارهء عبد الله بن معاوية بن عبد الله بن جعفر ( م 129 ) بود . دربارهء امام باقر عليه السّلام نيز همين ادعا شد كه از سوى امام عليه السّلام رد شد و به شدت انكار گرديد . دربارهء اسماعيل فرزند امام صادق عليه السّلام و حتى شخص امام صادق و امام كاظم عليهما السّلام « 2 » و برخى از رهبران علوى كه بر ضد عباسيان قيام كردند ، مانند حسن بن قاسم ، يحيى بن عمر ، محمد بن قاسم و . . . همين ادعا مطرح شده است و « 3 » القابى كه خلفاى عباسى از آنها استفاده كردند ، به طور غالب ، القابى است كه در برخى از روايات ، به عنوان « القاب مهدى » شناسانده شده است ؛ سفاح ، منصور ، مهدى ، هادى ، رشيد ، أمين و مأمون از اين دست القاب هستند . وجود اين همه ادعاى مهدويت در قرون نخستين اسلامى در ميان شيعيان و همچنين اهل سنت ، نشانهء آن است كه وجود « قائم » و « مهدى » امرى ثابت و اصلى مسلم در ميان مسلمانان بوده است و تنها در مورد تعيين مصداق ، مشكلاتى پيش آمده است . گفتنى است كه عنوان « قائم » در متون روايى شيعه ، بيش از لقب « مهدى » به كار رفته است ، در حالى كه در روايات اهل سنت ، تنها كلمهء « مهدى » وارد شده است . در قرون بعد ، به ويژه قرنهاى هشتم و نهم هجرى نيز ناظر دهها مورد ادعاى

--> ( 1 ) . دربارهء نفس زكيه ، شمار زيادى از اهل سنت وقت ، ادعاى مهدويت كردند نك : مقاتل الطالبيين ، صص 249 - 240 ( 2 ) . فرق الشيعة ، صص 78 - 90 ( 3 ) . دراسات و بحوث فى التاريخ و الاسلام ، ج 1 ، صص 57 - 75 . مقالهء « المهدية بنظرة جديدة » .