الشيخ رسول جعفريان

557

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

اين خاندان بر نمىآيد ؛ آنگاه آتش خواست و همه آنچه را كه نوشته بود ، سوزاند و از بين برد . « 1 » روايت فوق تنها از طريق ابن شهر آشوب نقل شده و ابو القاسم كوفى ، راوى آن نيز متهم به غلو شده است . برخى گفته‌اند سياق اين روايت به گونه‌اى است كه كندى را تا حد ناباورى به اسلام پيش برده است و اين در حق او روا نيست . علاوه بر اين دليل مستقلى هم كه اين روايت را تأكيد كند ، در دست نيست . « 2 » ديگر اين كه اگر كندى در سال 252 از دنيا رفته باشد ، در زمان او هنوز امام عسكرى عليه السّلام به عنوان امام شيعيان مطرح نبوده است . دربارهء نمونهء اخير مىتوان گفت كه تاريخ وفات كندى احتمالى است و خبر دقيقى درباره آن به دست نيامده است . طبعا امكان دارد فوت كندى چند سال پس از تاريخ فوق صورت گرفته باشد . ديگر آن كه لزومى ندارد كه امام عسكرى عليه السّلام در دوران امامت خود اين سخنان را به كندى گفته باشد . دربارهء اين كه اين روايت ، كندى را تا حد عدم اعتراف به اسلام پيش برده ، بايد گفت : روايت مورد بحث الزاما چنين مفهومى را نمىرساند ؛ زيرا ممكن است كندى به خاطر عقل‌گرايى بيش از حد ، در درون خود دچار اشكالات و ابهاماتى شده و در اين باره كسى را هم از آن موضوع آگاه نكرده باشد . با اين حال بايد پذيرفت كه راوى خبر چندان محل اعتماد نيست . « 3 »

--> ( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 424 ؛ بحار الانوار ، ج 50 ، ص 311 ( 2 ) . تاريخ الغيبة الصغرى ، صص 195 - 196 ( 3 ) . هنرى توماس در شرح حال كندى مىنويسد : « كندى مىگويد اگر فلسفه ، علم به حقايق اشياء باشد در اين صورت ميان دين و فلسفه خلافى نيست . . . فلسفه ، حقيقت است ، دين نيز علم حقيقت است . پس همچنان كه اگر كسى به حقايق دينى عصيان ورزد كافر شناخته مىشود ، منكر فلسفه نيز از آنجا كه منكر حقيقت است كافر محسوب مىگردد . اما با اين همه ميان انديشه‌هاى فلسفى و آيات قرآنى تناقضاتى وجود دارد . اين تناقضات را چگونه بايد حل كرد ؟ كندى براى اين مشكل نيز راه حل پيشنهاد مىكند و آن تأويل است . به عقيده كندى لغات عربى داراى يك معناى حقيقى و يك معناى مجازى است از اين رو بسيارى از جاها ، آيات قرآنى را بايد با معانى مجازى آنها تأويل كرد . در اين صورت ميان انديشه فلسفى و تفكر دينى اختلافى وجود نخواهد داشت . بزرگان فلسفه هنرى توماس ، ترجمه فريدون بدره‌اى ، تهران ، كيهان ، صص 327 - 328