الشيخ رسول جعفريان
550
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
شبهاتى دربارهء وكالت افرادى به وجود مىآمد كه در چنين مواردى امام مجبور بود با ارسال نامههاى ديگرى اى شبهات را از بين ببرد . ايجاد و حفظ چنين پيوندهايى بود كه سبب احياى شيعيان در عرصهء حيات فرهنگى و اجتماعى و مانع از پيدايش ضعف در تشكيلات آنها مىشد و در نتيجه هضم شدن در جامعهء تسنن را در پى داشت ، امرى كه به هر حال براى هر اقليتى امكان دارد . اين سيستمى بود كه شبيه آن را زمانى عباسيان و مدتى طولانى نيز اسماعيليان به كار بسته بودند و طبعا حاصل آن چيزى جز حراست شيعه در مقابل خطرات بنيان كن كه همواره متوجه آنها بوده و موجوديت آنان را تهديد مىكرد ، نبوده است . افزون بر آن ، استفاده از چنين سيستم ارتباطى دقيق ، موجب گسترش آموزههاى شيعى در قالب حديث و كلام به تمامى جوامع كوچك و پراكندهء شيعى مىشد ، همانند كشّ و سمرقند . اين مناطق با آن كه از مراكز زندگى ائمه بسيار دور بودند ، بخش مهمى از علماى شيعه از آنجا برخاستهاند . به طورى كه ذكر شد اشكالات ناشى از اين پراكندگى را فرستادگان و نامههاى پربار و به موقع ائمه هدى عليهم السّلام بر طرف مىكرد . ارتباط به وسيله نامه در اين دوران بسيار گسترده و از نوع پيشرفته آن به حساب مىآمده است ، گرچه معمولا به دلايل مختلف ، بيشتر اين نامهها از ميان رفته ، اما مقدار باقى مانده شاهد آن است كه نامههاى متبادله ميان شيعيان و امام بسيار فراوان بوده است . ابو الاديان مىگويد : من خدمتگزار امام عسكرى عليه السّلام بودم . كار من بردن نامههاى آن حضرت به شهرهاى مختلف بود ، آخرين بار كه حامل نامهاى از ايشان بودم امام مريض بود ، نامه را به من داده ، فرمود : اين را به مدائن ببر ، پانزده روز ديگر كه بازمىگردى ؛ در آن وقت مرا در حال تغسيل و تكفين خواهى يافت . من نامه را بردم و موقع بازگشت ، همان كه امام به من فرموده بود را ديدم . « 1 » اين روايت نشان مىدهد كه امام براى بردن و آوردن نامه پيك مخصوصى داشته است . محمد بن حسين بن عباد مىگويد : ابو محمد حسن بن على عسكرى عليهما السّلام روز
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 50 ، ص 332 از كمال الدين ، ج 2 ، ص 149