الشيخ رسول جعفريان

518

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

دسترس ائمه طاهرين عليهم السّلام و حتى شيعيان آنها بود ، بهترين گواه اين مدّعاست . روايات نقل شده از ساير ائمه نيز كه شيخ صدوق با تلاش گسترده‌اش آنها را در كتاب « التوحيد » گرد آورده ، بر همين مسأله دلالت دارد . با اين حال ، تهمت تشبيه از تهمتهاى رايجى است كه اصحاب فرق ، همواره آن را به شيعه نسبت داده‌اند . البته آنهايى كه تا حدودى منصف بوده‌اند ، تنها برخى از فرقه‌هاى شيعى را بدين امر متهم كرده‌اند . در برابر ، ائمه هدى عليهم السّلام نهايت سعى خود را براى رفع اين تهمت از دامن شيعه مبذول داشتند ، چنان كه بعدها علماى شيعه نيز در اين باره كوششهاى امامان خود را دنبال كردند . از آن جمله شيخ صدوق است كه انگيزهء تأليف كتاب « التوحيد » خود را در مقدمهء كتابش « دفع شبههء تشبيه از شيعه » ياد كرده است . « 1 » نكتهء روشن در اين باره به عنوان يك مثال مهم ، اقوال منسوب به هشام بن حكم و هشام بن سالم است . اين دو نفر ، اگر چه اختلافاتى با هم داشته‌اند و حتى هشام بن حكم رساله‌اى در رد بر هشام بن سالم نگاشت ، ولى بايد دانست ، تنها به كار بردن نابجاى لفظ جسم و اطلاق آن بر خدا از سوى آنها ، منشأ ايراد تهمت تشبيه و تجسيم بر شيعه شد تا آن حد كه هشام بن حكم ، به عنوان يك رافضى معتقد به تشبيه معرفى شده است . « 2 » در اين باره كه آيا هشام بن حكم اعتقاد به تجسيم داشته است يا نه ، اختلاف نظرهايى در ميان برخى از محققان بروز كرده است . برخى از محققان عرب و نيز علماى شيعه به خوبى توضيح داده‌اند كه هشام با به كار بردن لفظ جسم دربارهء خداوند ، قصد بيان يك نظريهء تشبيهى را نداشته بلكه وى « جسم » را با « شىء » هم معنا و به اصطلاح مساوق مىدانسته و از آن ، موجود را اراده مىكرده است . « 3 » با اين حال ، ائمهء طاهرين عليهم السّلام كه متوجه سوء استفادهء مخالفان از اين رأى هشام بودند - و در واقع مىتوان آن را نوعى كج‌سليقگى از جانب هشام دانست - با نظريهء

--> ( 1 ) . التوحيد ، ص 17 ( 2 ) . الانتصار ، ص 61 ( 3 ) . نك : « مقولة جسم لا كالاجسام بين هشام بن حكم و مواقف ساير اهل كلام » ، مجله تراثنا ، شماره 19 ، صص 108 - 7 .