الشيخ رسول جعفريان

505

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

انگيخته نشود و مسافرت اجبارى امام ، پىآمدهاى ناملايمى را به دنبال نداشته باشد ، ولى مردم مدينه از همان آغاز متوجه موضوع شده بودند . ابن جوزى در اين باره از يحيى بن هرثمه نقل مىكند : من به مدينه رفتم و داخل شهر شدم ، مردم بسيار ناراحت و برآشفته شدند و دست به يك سرى عكس العملهاى غير منتظره و در عين حال ملايم زدند . بتدريج ناراحتى مردم به حدى رسيد كه به طور علنى داد و ناله راه انداختند و در اين كار چنان زياده روى كردند كه تا آن زمان ، مدينه چنين وضعى به خود نديده بود . آنها بر جان امام هادى عليه السّلام مىترسيدند ؛ زيرا او افزون بر اين كه به طور مرتب در حق آن‌ها نيكى مىكرد ، همواره ملازم مسجد بوده و اصلا كارى به كار دنيا نداشت . در مقابل اين وضع ناچار شدم به مردم اطمينان دهم و آنها را به خويشتن‌دارى و حفظ آرامش دعوت كنم . نزد آنها قسم خوردم كه من هيچ گونه دستورى مبنى بر رفتار خشونت‌آميز با امام هادى عليه السّلام را ندارم و هيچ خطرى امنيت آن حضرت را تهديد نمىكند . « 1 » روشن بود كه امام عليه السّلام به ميل خود قصد آمدن به سامرا - كه شهرى نظامى و محدود بود را نداشت و فرستادهء متوكل مأموريت داشت تا امام را به اجبار به آن ديار بياورد . به همين جهت ، همانطور كه در ادامهء روايت بالا آمده ، به تفتيش منزل امام پرداخت و جز كتبى دربارهء ادعيه و علم ، چيزى نيافت . گفته‌اند كه خود يحيى بن هرثمه ، شيفتهء امام شد و به امامت آن حضرت گرايش قلبى پيدا كرد . « 2 » روايتى در « عيون المعجزات » حاكى از آن است كه يحيى بن هرثمه نخست نزد عبد اللّه بن محمد هاشمى رفت و نامهء متوكل را به رؤيت او رسانيد و آنگاه با هم نزد امام آمده و او را سه روز مهلت دادند كه خود را براى سفر آماده سازد . پس از سه روز كه به سراغ امام آمدند آن حضرت خود را آمادهء حركت كرده بود . « 3 » در روايتى ديگر آمده است كه امام هادى عليه السّلام فرمود : او را به اجبار به سامرّاء آورده‌اند . « 4 »

--> ( 1 ) . تذكرة الخواص ، ص 359 ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 4 ، ص 84 ؛ تذكرة الخواص ، ص 359 ( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 209 ( 4 ) . المناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 454 ؛ مسند الإمام الهادى عليه السّلام ، ص 44