الشيخ رسول جعفريان
49
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
قابل مقايسه نيست . ابو سعيد خدرى مىگفت : « كان لعلىّ من النبىّ صلّى اللّه عليه و آله دخلة ليست لأحد ، و كان للنبى صلّى اللّه عليه و آله من علىّ دخلة ليست لأحد غيره فكانت دخلة النبى صلّى اللّه عليه و آله من على أن النبى صلّى اللّه عليه و آله كان يدخل عليهم كل يوم » . « 1 » على نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رفت و شدى داشت كه كسى جز او نداشت . همين طور ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نزد على رفت و شدى داشت كه براى كسى جز او نبود . رفت و شد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چنان بود كه هر روز بر آنها وارد مىشد . زيد بن ثابت نيز به امام گفت : و « أنت من رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بالمكان الذي لا يعد له أحد » . « 2 » موقعيت تو را نسبت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هيچ كس ندارد . زيد زمانى اين سخن را مىگفت كه سرسختانه از عثمان طرفدارى مىكرد . همين سبب شده بود كه امام چنان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را بشناسد كه ديگر اصحاب آن چنان معرفت را به آن حضرت نداشتند . « 3 » يكى از شواهد اعتناى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به امام آن بود كه دخترش فاطمه را كه از زنان برگزيده عالم بود ، به عقد آن حضرت درآورد . پيش از آن أبو بكر و عمر به خواستگارى رفته بودند و حضرت قبول نكرده بود . زمانى كه امام به خواستگارى رفت ، آن حضرت پذيرفت و فرمود : لست بدجّال ، « 4 » فاطمه از آن توست . زمانى كه امام با فاطمه ازدواج كرد ، حضرت از او خواست تا خانهاى پيدا كند . حضرت خانهاى دور يافت . پس از ازدواج رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آنها خواست تا نزد او باشند . اين كار با گذشت حارثة بن نعمان و واگذارى خانهاش انجام شد . « 5 » شايد به همين دليل بود كه عبد الله بن عمر مىگفت : اگر مىخواهيد موقعيت على را نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بدانيد ، موقعيت خانهء او را نسبت به خانهء آن حضرت نگاه كنيد . « 6 » در جريان
--> ( 1 ) . المصنف ، عبد الرزاق ، ج 10 ، ص 140 ؛ انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 98 و در پاورقى از : تاريخ دمشق ، ج 38 ، ص 33 ؛ امالى ابن الشيخ ، ص 33 ، حديث سوم مجلس 27 ( 2 ) . الفتوح ، ج 2 ، ص 165 ( 3 ) . نك : سبل الهدى و الرشاد ، ج 6 ، ص 642 ( 4 ) . طبقات الكبرى ، ج 8 ، ص 22 . اين سخن را به دو صورت مىتوان خواند : « لست » و « لست » . ابن سعد به صورت اول خوانده و تفسير كرده است كه من دجال نيستم . يعنى قبلا وعده فاطمه را على داده بود . كاوشى در روايات خواستگارى نشان مىدهد كه هيچ صحبت وعده نبوده است . بنابراين معناى سخن پيامبر چيست ؟ ( 5 ) . طبقات الكبرى ، ج 8 ، ص 22 ( 6 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، صص 181 - 180