الشيخ رسول جعفريان
484
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
است كه علمشان لدنّى و از الهام خدا سرچشمه مىگيرد و پدرانش همواره در علم و ادب از كسب علم و آموزشهاى معمول بىنياز بودهاند و به منظور روشن شدن مسأله ، هر وقت خواستيد مىتوانيد او را بيازماييد . آنان موافقت خود را اعلام كرده ، تصميم گرفتند يحيى بن اكثم « 1 » را كه از قضات بنام و فقيهى مشهور بود ، براى مناظره با امام برگزينند و پس از جلب موافقت يحيى ، از او خواستند تا سؤال دشوار و پيچيدهاى را براى مناظره آماده كند و به او قول دادند در صورتى كه امام جواد عليه السّلام را در جريان مناظره به عجز وادارد ، اموال و اشياء نفيسى به وى خواهند داد . سپس ، روزى را براى اين كار تعيين كردند و در آن روز همهء عباسيان و نيز امام جواد عليه السّلام و يحيى بن اكثم ، و حتى شخص مأمون در مجلس حضور داشتند . ابتدا يحيى بن اكثم اجازه خواست تا پرسشهاى خود را در مقابل امام مطرح كند . پس از كسب اجازه از مأمون ، از حضرت جواد عليه السّلام نيز اجازه خواست و پس از آن كه امام آمادگى خود را اعلام كرد ، يحيى از ايشان پرسيد : محرمى كه حيوانى را كشته ، وظيفهاش چيست ؟ امام در جواب از وى پرسيد : آيا فرد محرم ، صيد را در حرم كشته يا در بيرون از آن ؟ آيا محرم جاهل به حكم بوده يا عالم به حكم ؟ آيا عمدا آن را كشته يا به خطا ؟ آيا محرم آزاد بوده يا برده ؟ آيا بالغ بوده يا نابالغ ؟ هنگام رفتن به مكه آن را كشته يا در موقع بازگشت ؟ صيد از پرندگان بوده يا غير آن ؟ صيد كوچك بوده يا بزرگ ؟ محرم اصرار بر عمل خود دارد يا از كردهء خود پشيمان است ؟ در شب صيد را كشته يا در روز ؟ محرم در حال عمره بوده يا حج ؟ با اين فروضى كه امام جواد عليه السّلام براى مسأله مطرح كرد ، يحيى حيرت زده و درمانده شد تا جايى كه همهء حضار از رنگ باختن چهرهاش ، شكست او را به وضوح دريافتند . آنگاه مأمون با ابراز رضايت از وضعى كه پيش آمده بود ، رو به آل عباس كرد و گفت : آيا شناخت درست مرا از امام جواد عليه السّلام فهميديد ؟ سپس دخترش ام فضل را به
--> ( 1 ) . به نقل ذهبى يحيى از فقيهان بزرگ بوده و به سال 242 ، درگذشته است ؛ ميزان الاعتدال ، ج 4 ، صص 361 - 362