الشيخ رسول جعفريان

483

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

است . او شهرت به علم دوستى داشت و فيلسوف خلفاى عباسى شناخته مىشد . مهمترين سندى كه دربارهء اين مناظرات در دست است ، روايت مفصّلى است كه مفيد آن را از ريّان بن شبيب « 1 » نقل كرده و ما خلاصه‌اى از آن را مىآوريم : هنگامى كه مأمون بر آن شد تا ام فضل را به تزويج امام جواد عليه السّلام درآورد ، عباسيان برآشفتند و سخت به وحشت افتادند ؛ زيرا بر اين گمان بودند كه اين اقدام خليفه ، همان پىآمدهايى را به دنبال خواهد داشت كه اقدامش دربارهء پدرش امام رضا عليه السّلام پيش آورد . لذا پيش مأمون آمدند و او را بدان جهت كه ممكن است خلافت از دست بنى عباس بيرون شود ، از اين اقدام بر حذرش داشتند . آنها همچنين با اشاره به منازعات گذشته ميان عباسيان و علويان گفتند : همان ماجراى على بن موسى الرضا عليه السّلام كافى است . مأمون در پاسخ گفت : دربارهء آنچه ميان شما و آل ابو طالب پيش آمده ، خود شما مقصّر بوده‌ايد ؛ زيرا اگر انصاف داشتيد ، آنان بر شما اولويت داشتند ؛ اما آنچه را كه خلفاى پيش از من در بارهء آنان انجام داده‌اند ، جز قطع رحم چيز ديگرى نبوده است ! من دربارهء جانشينى على بن موسى الرضا هنوز هم پشيمان نيستم ! . « 2 » ابو جعفر ( امام جواد عليه السّلام ) را با اين كه سن او اندك است ، بدان جهت برگزيده‌ام كه برترى او را بر همهء اهل فضل و علم محرز مىدانم و اميدوارم آنچه را كه هم اكنون فهميده‌ام ، در آينده بر همگان روشن شود تا بدانند نظر من دربارهء وى درست بوده است . آنان در جواب گفتند : محمد بن على ( امام جواد عليه السّلام ) كودكى بيش نيست ، نه معرفتى به دين دارد و نه فقهى مىداند ، خليفه اجازه بدهند تا تفقّهى در دين پيدا كند و پس از آن ، هر چه مصلحت دانست دربارهء او انجام دهد . مأمون گفت : واى بر شما ! من اين جوان را بيش از شما مىشناسم . او از خاندانى

--> ( 1 ) . ريّان بن شبيب از راويان موثق و قابل اعتماد مىباشد . وى در خراسان نزد امام رضا عليه السّلام بود و بعدها در قم سكونت گزيد . او مسائل ( روايات ) صباح بن نصر هندى از امام رضا عليه السّلام را گردآورى كرده است ، نك : رجال النجاشى ، ص 165 ( 2 ) . ما در جريان بحث از زندگى امام رضا عليه السّلام مطالبى آورديم كه بنا بر آن نمىتوانيم اين ادعاهاى مأمون را بپذيريم ، و در روايات ابن شعبه نيز آمده : اين مأمون بود كه به منظور به زانو درآوردن امام جواد عليه السّلام از يحيى بن اكثم خواست با آن حضرت مناظرهء علمى به عمل آورد . تحف العقول ، ص 335