الشيخ رسول جعفريان

474

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

سليمان ، هنگامى كه هنوز كودكى بيش نبود و گوسفندان را به چرا مىبرد ، حضرت داود او را جانشين خود كرد ، در حالى كه عبّاد و علماى بنى اسرائيل ، اين عمل او را انكار مىكردند . « 1 » به نوشتهء نوبختى برهان استدلال كنندگان به امامت حضرت جواد عليه السّلام ، مسألهء يحيى بن زكريّا عليهما السّلام و نبوّت عيسى عليه السّلام در دوران شيرخوارگى و داستان يوسف و علم حضرت سليمان بود كه نشان مىداد علم در « حجت خدا » و لو به سن بلوغ نرسيد باشند ، بدون آموزش و يادگيرى و به طور لدنّى ، مىتواند وجود داشته باشد . « 2 » شيعيان امامى از يك سو امامت را از جنبهء الهى آن مىنگريستند و به همين دليل كمى سنّ امام هرگز نمىتوانست در عقيدهء آنها خللى وارد آورد ، اما از سوى ديگر آنچه اهميت داشت بروز اين وجههء الهى بود كه مىبايست در علم و دانش امامان عليهم السّلام باشد . در واقع امامان ، پاسخگوى كليّهء سؤالات شيعيان بودند . از اين رو آنان دربارهء تمامى امامان اين اصل را رعايت كرده و آنان را در مقابل انواع پرسشها قرار مىدادند و تنها موقعى كه احساس مىكردند آنان به خوبى از عهدهء پاسخ گويى به اين سؤالات بر مىآيند ( با وجود نص به امامتشان ) از طرف شيعيان به عنوان امام معصوم شناخته مىشدند . با توجه به سنّ كم امام جواد عليه السّلام اين آزمايش از طرف شيعيان دربارهء آن حضرت ضرورت بيشترى پيدا مىكرد . بر اين اساس ، در مواقع و فرصتهاى مختلف ، آزمايش مزبور را دربارهء آن حضرت به عمل آورده و پس از آن ، اكثريت قريب به اتفاق آنان - جز اندكى - با اطمينان خاطر ، امامت او را پذيرفتند . در مجلسى كه پيشتر اشاره شد ، شيعيان گرد آمدند تا مسألهء جانشينى را حل كنند . يونس بن عبد الرحمن كه از شيعيان قابل اعتماد نزد امام رضا عليه السّلام بود گفت : تا زمانى كه اين فرزند ؛ يعنى امام جواد عليه السّلام بزرگ شود بايد چه كنيم ؟ در اين هنگام ، ريّان بن صلت از جاى خود برخاست و به اعتراض گفت : تو خود را در ظاهر مؤمن به امام

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 383 ( 2 ) . فرق الشيعة ، ص 90 ؛ المقالات و الفرق ، صص 94 - 95