الشيخ رسول جعفريان

450

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

روايت فوق نشان مىدهد كه چگونه سعى مىشده تا موقعيت علويان در ميان مردمى كه دوستدار آنها بودند تخريب شود . امام رضا عليه السّلام و مسائل كلامى دوران امام رضا عليه السّلام از دورانهايى است كه بحثهاى كلامى از ناحيهء جريانات گوناگون فكرى به سرعت رو به رشد و توسعه گذاشته و در هر زمينه اختلاف نظر پديد آمده است . دو گروهى كه ما آنها را به نامهاى « معتزله » و « اهل حديث » مىشناسيم ، در بر پايى اين جدالها و كشمكشهاى فكرى ، بيشترين سهم را دارا بودند . خلفاى عباسى نيز هر كدام به نحوى در اين مسائل مشاركت مىكردند ، اما هيچ‌كدام با مأمون قابل مقايسه نيستند . بعد از زمان مأمون نيز خلفا به صورت جدّى در مسائل فكرى و كلامى درگير شدند . در برابر اين دو گروه ، كه يكى عقل را بر نقل ترجيح مىداد و ديگرى ( اهل حديث ) به عكس ، امام رضا عليه السّلام مىكوشيد تا موضع خود را بيان كند . از اين روست كه بخش عمدهء رواياتى كه از آن حضرت نقل شده ، در موضوعات كلامى آن هم در شكل پرسش و پاسخ و يا احيانا مناظرات است . از آنجا كه امام رضا عليه السّلام مدتى در سمت ولايتعهدى ، برخوردهاى آشكارترى در اين زمينه داشت ، اين مناظرات بيشتر پيش مىآمد ، به ويژه كه مأمون هم در اوائل ، به دلايل متعددى به منظور ترتيب و تشكيل چنين جلساتى سعى وافرى از خود نشان مىداد . در ميان اين مباحث ، آنچه از همه بيشتر مطرح مىشد ، بحثهاى مربوط به امامت بود كه يك پايهء آن بر عقل و پايهء ديگرش بر نقل استوار بود . البته مباحث مختلف مربوط به توحيد ، به ويژه مبحث صفات خداوند ، از جمله صفت عدل كه ارتباط مستقيمى با موضوع جبر و اختيار داشت ، از داغ‌ترين بحثهاى كلامى در طول چندين قرن ، در ميان مسلمانان بود . آغاز اين بحثها از اواخر قرن اول و گسترش آن در نيمهء دوم قرن دوم صورت پذيرفت . ما در بيان شرح حال امامان پيشين ، گاه‌وبيگاه مسائل كلامى را مطرح مىكرديم . در اينجا مىكوشيم تا به نحوى مسائل جارى آن زمان را كه نسبت به زمان قبل از آن گسترش بيشترى داشت و از كيفيت بالاترى