الشيخ رسول جعفريان
445
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
مأمون و ازدياد عداوتش نسبت به آن حضرت مىگرديد . ولى غضب و عداوت خود را هرگز به امام آشكار نمىكرد . شيخ مفيد آورده است كه امام در مجالس خصوصى با مأمون ، او را نصيحت مىكرد و از عذاب الهى بيم مىداد و به خاطر كارهاى خلافى كه مرتكب مىشد به نكوهش او مىپرداخت . مأمون به ظاهر اندرزهاى امام را مىپذيرفت ، ولى در واقع از اين برخوردهاى امام سخت ناراحت مىشد . شيخ نمونهاى از اين گونه موارد نيز ياد كرده است . « 1 » در موارد ديگرى نيز امام به صراحت اعمال امام را مورد انتقاد قرار مىداد . از جمله زمانى كه او به پيشروى نظامى در كشورهاى غير اسلامى مشغول بود ، خطاب به مأمون چنين فرمود : چرا به فكر امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله نبوده و به اصلاح آنها نمىپردازى ؟ . « 2 » شهادت امام عليه السّلام از مطالبى كه در بالا بدان اشاره شد ، به دست مىآيد كه مأمون از آوردن امام به مرو به نتايج مطلوبش دست نيافته بود . چنانچه وضع به همين منوال ادامه مىيافت ، به احتمال ضررهاى غير قابل جبرانى براى او در پى داشت . مأمون كه از كشتن برادر خود براى رسيدن به خلافت خوددارى نكرده بود و بعدها از كشتن وزير خويش كه براى رسيدن او به خلافت آن همه زحمت كشيده بود احساس نگرانى نكرد ، اين بار نيز همانند اجداد جنايتكار خود ، به منظور حفظ خلافت ، براى كشتن امامى ديگر از امامان شيعه اقدام به توطئه كرده و آن حضرت را با سياست بازيهاى خاص خود به شهادت رساند . « 3 » در عين حال به مردم چنان وانمود كرد كه از رحلت امام بسيار غمگين و افسرده شده است ، به طورى كه سه شبانه روز حاضر به ترك آرامگاه امام نگرديد . توسّل به تزوير توسط او چنان گيرا و ظاهر فريب بود كه حتى اقليتى از
--> ( 1 ) . الارشاد ، ( چاپ بيروت ) ص 315 ( 2 ) . نك : مسند الامام الرضا ، ج 1 ، ص 74 ( 3 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 337 ؛ الارشاد ، ص 316