الشيخ رسول جعفريان

429

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

مواردى به دليل اعتقاد به مهدى آل محمد و نشناختن مصداق واقعى آن ، دچار اين كج‌روى و انحراف مىشدند . ناگفته نماند كه وجود رگه‌هايى از غلوّ نيز در پيدايش اين كج‌روى بىتأثير نبود ، به هر حال ، مسأله مهدويت امام كاظم عليه السّلام نيز پس از شهادت آن حضرت ، به اين معنا كه او هنوز زنده است و غيبت اختيار فرموده ، از طرف عدّه‌اى ترويج مىگرديد . شيخ مفيد در كتاب « الفصول المختاره » جناح‌بنديهايى را كه پس از رحلت امام كاظم عليه السّلام در ميان شيعيان پديد آمد ، تشريح كرده است . پيش از وى سعد بن عبد الله اشعرى نيز شبيه همين مطالب را در « المقالات و الفرق » آورده است . نقل تمامى مطالب آنها در اين مختصر امكان‌پذير نيست ، امّا اشارهء كوتاهى بدان ، خالى از فايده نخواهد بود . پس از شهادت امام كاظم عليه السّلام دو گرايش عمده بنامهاى « قطعيّه » و « واقفيه » پديد آمد . قطعيّه رحلت امام كاظم عليه السّلام را تأييد كرده و امامت امام رضا عليه السّلام را پذيرفت . « 1 » اما گرايش واقفيه به بهانهء باور نداشتن به درگذشت امام كاظم عليه السّلام بر اعتقاد به امامت يا مهدويت آن حضرت باقى ماند . شهرستانى قطعيّه را با اثنىعشريه كه به امامت ائمه پس از امام رضا عليه السّلام تا امام دوازدهم اعتقاد دارند ، يكى دانسته است . به هر روى باور به مهدويّت يا قائميت امام كاظم عليه السّلام سبب پيدايش انحراف در شيعه گرديد و كسانى بدون امام و در واقع سر در گم رها شدند . « 2 » نتيجهء اين انحراف اين شد كه شخصى از غلات به نام محمد بن بشير از موقعيت استفاده كرده و فرقه‌اى به نام « ممطوره » به وجود آورد كه به حلول و تناسخ عقيده داشت و محرّمات را مباح مىشمرد . اين نام را كه بر گفته از كلاب ممطوره است ، « 3 » على بن اسماعيل يكى از متكلّمان شيعى بدانان نهاد كه بعدها بدان نام شهرت يافتند . « 4 » اشعرى جزئياتى از عقائد

--> ( 1 ) . نك : الفرق بين الفرق ، بغدادى ، تحقيق : محمد زاهد الكوثرى ، ص 40 . الملل و النّحل ، شهرستانى ، ج 1 ، ص 150 ؛ اصطلاح قطعيّه ، بعدها تا زمان امام زمان عليه السّلام به اثناعشريه اطلاق مىشد . ( 2 ) . امام رضا عليه السّلام در روايتى سرنوشت آنها را اين گونه بيان فرمود : يعيشون حيارى و يموتون زنادقة ( در حيرت زندگى مىكنند و نهايت در حال كفر مىميرند ) . ( 3 ) . سگهايى كه به وسيلهء آب باران خيس شده‌اند ، لانّ الكلاب اذا اصابها المطر فهى انتن من الجيف . ( 4 ) . نك : الملل و النحل ، ج 1 ، ص 150 ؛ تعليقات مقالات و الفرق از مشكور ، ص 239