الشيخ رسول جعفريان
420
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
گناه بنده چشمپوشى كند ، ناشى از كرم و بخشش خداوند است . د : از بعد از جنگ جمل و صفين مشكلى در تعريف « ايمان » به وجود آمد . مؤمن كيست ؟ كسى كه تنها به زبان اعتراف به شهادتين كند يا كسى كه عمل به احكام هم داشته باشد و يا تعريفى ديگر . مسلمانان در اين باره سه دسته شدند . گروهى گفتند : كسى كه گناه كبيره كند از دين خارج مىشود و كافر است . اينها « خوارج » بودند . گروهى گفتند : كسى كه گناه كبيره مرتكب ، فاسق غير مؤمن و غير مسلمان است . اينها « معتزله » بودند . گروهى گفتند : شهادتين به زبان كافى است و هر كس آن را بگويد ، حتى اگر مرتكب كبائر شود مسلمان است ، اينها « مرجئه » بودند . اين نگرش ، در ضمن درستى ، به شكل افراط خود ، بدانجا منتهى شد كه عمل از اساس نقشى در ايمان ندارد . كم كم بهانه به دست مخالفان داد تا اين عقيده را از اصل محكوم بدانند . در حقيقت ، هر كس كه شهادتين را بگويد مسلمان است اما مؤمن آن است كه عمل به احكام شرع كند و قلبش هم مطمئن به ايمان باشد . در برابر رواج انديشهء افراطى مرجئىگرى كه « عمل » را تضعيف مىنمود ، امامان تأكيد بر مفهوم عالى ايمان داشتند . اين مفهوم از سه جزء تركيب مىشد ؛ ايمان عبارت است از معرفت قلبى ، اقرار زبانى و عمل خارجى . در اصل اين حديثى بود كه امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده بود ؛ « الإيمان معرفة بالقلب و اقرار باللّسان و عمل بالأركان ؛ « 1 » ايمان ، شناخت قلبى ، اقرار به زبان و عمل به اركان است . » امام كاظم عليه السّلام نيز چون ديگر امامان عليهم السّلام در برابر اين اعتقاد نادرست برخورد كرد و آن را باطل شمرد . زمانى كه از آن حضرت در اين باره سؤال شد ، فرمود : إنّ للايمان حالات و درجات و طبقات و منازل ، فمنه التّام المنتهى تمامه و منه الناقص المنتهى نقصه و منه الزّائد الرّاجح زيادته . « 2 » ايمان درجات و مراتبى دارد . مرتبهاى كه در كمال ، تمام است ؛ مرحلهاى كه كاملا ناقص است . و مرحلهاى ميانه كه توان بر آن افزود .
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، شماره 227 ( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 39 ؛ دربارهء اين فرقه بنگريد به كتاب « مرجئه ، تاريخ و انديشه » ، قم ، نشر خرّم از مؤلف .