الشيخ رسول جعفريان
385
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
فشارها قرار گرفت . در عين حال رسالت ايشان آن بود تا در اين حركت علمى ، توازن و تعادل فكرى را ميان شيعيان برقرار كنند . طبعا عباسيان نمىتوانستند تشكلى به نام شيعه را با رهبرى امام بپذيرند . اين مهمترين عاملى بود كه آنها را وادار كرد تا امام را تحت فشار بگذارند . امام كاظم عليه السّلام پس از شهادت پدرش در سال 148 امامت را عهدهدار شد . منصور عباسى در سال 158 در مكه مرد . جانشين وى تا سال 169 فرزندش مهدى عباسى بود . پس از آن يك سال هادى عباسى خلافت كرد و آنگاه هارون به خلافت رسيد . امام در سال 183 به شهادت رسيد و در تمام اين سالها رهبرى شيعيان امامى را عهدهدار بود . همانگونه كه گفتيم عصر امام كاظم عليه السّلام دوران بسيار سختى براى شيعيان بود و در اين دوران حركتهاى اعتراضآميز متعددى از ناحيه شيعيان و علويان نسبت به خلفاى عباسى صورت گرفت كه از مهمترين آنها قيام حسين بن على ، شهيد فخ - در زمان حكومت هادى عباسى - و نيز جنبش يحيى و ادريس فرزندان عبد الله بود كه در زمان هارون رخ داد . در واقع مهمترين رقيب عباسيان ، علويان بودند و طبيعى بود كه حكومت آنان را سخت تحت نظارت آنها بگيرد . كتب تاريخ و حديث ، برخوردهاى متعدد خلفاى عباسى با موسى بن جعفر عليه السّلام را نقل كردهاند كه عمدهترين آنها برخوردهاى هارون است . در عين حال بايد توجه داشت كه امامان شيعه همگى بر لزوم رعايت تقيه پافشارى كرده و مىكوشيدند تا تشكّل شيعه و رهبرى آنها را به طور پنهانى اداره نمايند . طبعا اين وضعيت سبب مىشد تا تاريخ نتواند از حركات سياسى آنها ارزشيابى دقيقى به عمل آورد . با اين حال ، شاهد اين تلاشهاى زياد ، همان استوار ماندن شيعه است كه نمىتوانست بدون چنين تلاشهايى پابرجا بماند . رهبرى اين حركت و ظرافتى كه در هدايت آن به كار برده شد ، عامل مهم استوارى شيعه در تاريخ است . اينك مرورى بر برخورد خلفا به ويژه هارون با امام كاظم عليه السّلام خواهيم داشت كه در اين برخوردها ، موقعيت امام و نيز شيوهء سياسى آن حضرت به دست مىآيد . ابن شهر آشوب خبرى در برخورد منصور با امام كاظم عليه السّلام آورده مىنويسد :