الشيخ رسول جعفريان
321
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
از خود نشان نداد كه بعدها زيد روى همين مسأله حساسيت عجيبى از خود نشان مىداد . چنان كه گفته شده ، اين برخوردها انگيزهء اصلى و مهم قيام زيد بر ضد حكومت اموى بود كه حقا سرآغاز پيدايش قيامهاى متوالى در سرزمين پهناور اسلام به ويژه نواحى شرقى و ايران بر عليه امويها گرديد . چنان كه در منابع شيعه آمده ، امام باقر عليه السّلام همراه فرزندش امام صادق عليه السّلام به شام فرا خوانده شد تا در آنجا تحقير شده و در نتيجه ، فكر حكومت و مخالفت را از سر بيرون كنند . امام صادق عليه السّلام اين جريان را در روايتى طولانى نقل كرده كه ذيلا بخشهايى از آن را از زبان راوى نقل مىكنيم . سالى هشام براى انجام مناسك حج به مكّه آمده بود و امام باقر و امام صادق عليه السّلام نيز در آن سال در مكه تشريف داشتند . امام صادق عليه السّلام ضمن جملاتى - كه حاكى از برترى بنى هاشم بر امويها بود - فرمود : الحمد للّه الذي بعث محمّدا بالحق نبيا و أكرمنا به ، فنحن صفوة الله على خلقه و خيرته على عباده و خلفاءه ، فالسّعيد من اتّبعنا و الشّقىّ من عادانا و خالفنا . سپاس خدايى را كه حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله را به پيامبرى برگزيد و ما را به وسيلهء او مورد احترام و تكريم قرار داد . پس ما برگزيدگان خدا از ميان مخلوق او و خلفاى منصوب از جانب او هستيم . خوشبخت كسى است كه از ما پيروى نمايد و بدبخت كسى است كه ما را دشمن داشته و با ما مخالفت كند . اين خبر به هشام رسيد و او تا دمشق سكوت اختيار كرد و در اين مورد چيزى بر زبان نياورد . پس از آن كه وارد دمشق شد ، پيكى به سوى حاكم مدينه فرستاد و از او خواست تا امام باقر و امام صادق عليهما السّلام را به شام بفرستند . اين دو امام راهى شام شدند . هشام به منظور تحقير ، سه روز معطل كرد و روز چهارم آنان را پذيرفت . در آن مجلس كه رجال فراوان و شخصيتهايى از قريش حضور داشتند ، از امام باقر عليه السّلام - كه سنّى از ايشان گذشته بود - خواست تا در مسابقهء تيراندازى شركت نمايد . ابتدا امام به بهانه پيرى از قبول آن استنكاف ورزيد . اما هشام بر خواستهء خود پافشارى مىكرد . امام ناچار كمان به دست گرفته و تير اول را به هدف نشانيد و تيرهاى بعدى را يكى پس از ديگرى تا نه تير بر هم دوخت .