الشيخ رسول جعفريان
298
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
شايع شده شما فتوا به حليت متعه دادهايد درست است ؟ امام فرمود : أحلّها اللّه فى كتابه و سنّها رسول الله و عمل بها أصحابه . خدا آن را در كتابش حلال فرموده و سنت پيامبر بر آن قرار گرفته و ياران آن حضرت بدان عمل كردهاند . عبد الله گفت : اما عمر از آن نهى كرده است . امام پاسخ داد : فأنت على قول صاحبك و أنا على قول رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ؛ « 1 » تو بر فتواى رفيقت باش و من بر حكم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله . همانگونه كه ديديم امام بر پايهء كتاب و سنّت استدلال كرده و با كسانى كه به غير آنها استناد و استدلال مىكردند به مقابله برمىخاست . روايت زير ، همين مشى امام را نشان مىدهد : مكحول بن ابراهيم از قيس بن ربيع روايت مىكند : از ابو اسحاق دربارهء مسح بر خفين ( چكمه ) پرسيدم . در جواب گفت : مردم را مىديدم كه مسح بر خفين مىكردند تا شخصى از بنى هاشم را كه محمد بن على بن الحسين بود ديده و دربارهء مسح بر خفين از او سؤال كردم ، فرمود : لم يكن امير المؤمنين عليه السّلام يمسح عليها ( و كان يقول ) : سبق الكتاب المسح على الخفين . « 2 » امير مؤمنان على عليه السّلام بر خفين مسح نمىكرد و ( و آن حضرت مىفرمود : ) كتاب خدا نيز آن را تجويز نكرده است . سپس ابو اسحاق سخن خود را چنين ادامه مىدهد : از وقتى كه امام مرا نهى كرد من ديگر مسح بر خفين نكردم . قيس بن ربيع مىگويد : من نيز از وقتى كه اين مسأله را از ابو اسحاق شنيدم ، ديگر مسح بر خفين ننمودم . متانت استدلال امام بر اساس كتاب و سنت ، نه تنها ابو اسحاق بلكه قيس بن ربيع را نيز واداشت تا به قول او گردن نهد . در مورد ديگر ، وقتى نافع مولى عمر به منظور استدلال بر حكمى ، حديثى را نقل كرد و آن را به شكل نادرستى روايت كرد ، امام اين تحريف را آشكار و حديث را به شكل صحيح آن روايت فرمود . « 3 » امام وى را كه در جمعى نشسته و فتوا مىداد مورد
--> ( 1 ) . نثر الدر ، ج 1 ، ص 344 ؛ كشف الغمه ، ج 2 ، ص 362 ؛ بحار الانوار ، ج 46 ، ص 356 ؛ و نك : الميزان ، ج 3 ، ص 389 ( 2 ) . الامام الصادق و المذاهب الاربعه ، ج 2 ، ص 452 ( 3 ) . دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 260 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 15 ، صص 285 - 286 - 300