الشيخ رسول جعفريان
263
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
حتى أصبح و أذن المؤذّن و يده فى الماء ، امام سرش را به آسمان و ماه ستارگان بلند كرده و در آنها به تفكر پرداخت ، تا آن كه صبح شده و در حالى كه مؤذن اذان مىگفت ، هنوز دست امام در آب بود . « 1 » زمانى كه از خدمتكار او خواستند تا او را توصيف كند ، گفت : « من هيچگاه در روز براى او طعامى نياوردم و در شب بسترى براى او نگستردم » . « 2 » و آوردهاند كه روزى به هنگام نماز ، مارى به سمت آن حضرت حركت كرد ، اما او تحرّكى به خود نداد . مار از ميان دو پاى امام عبور كرد و او از جايش تكان نخورد و رنگش عوض نشد . « 3 » در دادن صدقه و رسيدگى به محرومين نيز زبانزد بوده و پس از شهادت او معلوم گرديد كه صد خانواده از انفاق و صدقات او زندگى مىكردهاند . « 4 » به نقل امام باقر عليه السّلام ، امام سجاد عليه السّلام شبانه ، نان بر پشت مباركش گذاشته و در تاريكى شب براى فقرا مىبرد ، و مىفرمود : صدقه در تاريكى شب ، آتش غضب خداوند را خاموش مىكند . « 5 » مردم نيز علاقه به دو داشتند و لذا در روايات آمده كه قرّاء به سوى مكه راه نمىافتادند تا آن كه امام سجاد عليه السّلام خارج شود و آنگاه به دنبال او هزار سواره به راه مىافتاد . « 6 » زمانى امام ، با لباس نيكويى از خانه خارج شد . پس از آن فورا به خانه برگشت و صدا زد : همان لباس قبلى مرا بياوريد ، گويى على بن حسين نيستم . « 7 » وقتى كه سواره از كوچههاى مدينه مىگذشت ، هيچگاه نمىفرمود : راه راه ، تا كسى كنار رود . عقيدهء ايشان بر اين بود كه راه مشترك است و من حق ندارم ديگران را كنار بزنم و خود بروم . « 8 » در مسافرت نسبش را از همراهان پنهان مىكرد . از ايشان سؤال شد كه : ما بالك
--> ( 1 ) . ربيع الابرار ، ج 3 ، ص 160 ، 663 ( 2 ) . المناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 255 ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 10 ، ص 159 ( 4 ) . حلية الاولياء ، ج 3 ، ص 136 ؛ كشف الغمّة ، ج 2 ، صص 77 ، 87 ؛ مختصر تاريخ دمشق ، ج 17 ، ص 238 ( 5 ) . مختصر تاريخ دمشق ، ج 17 ، ص 238 ( 6 ) . رجال الكشى ، ص 117 ( 7 ) . مكارم الاخلاق ، ص 58 ؛ وسائل الشيعة ، ج 2 ، ص 364 . البته نقل شده است كه حضرت ، لباس نيكو در مواقعى مىپوشيد تا مبادا كسى گمان كند كه او بر خلاف خداوند كه فرمود : « قل من حرّم زينة اللّه التى أخرج لعباده » ، عمل مىكند . نك : تفسير العياشى ، ج 2 ، ص 15 ، حديث 32 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 203 و نك : مختصر تاريخ دمشق ، ج 17 ، ص 246 ( 8 ) . مختصر تاريخ دمشق ، ج 17 ، ص 246