الشيخ رسول جعفريان

248

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

به طور طبيعى ايشان بايد توجه مىكرد كه تناقض دست كم هشت شرط دارد ، يكى از آنها وحدت جهت است . اگر امام يا هر يك انبياى الهى در هر تصميمى بر اساس تكليف ظاهر و باطن مكلف باشند كه دو جور تصميم بگيرند ، چگونه تناقضى بوجود خواهد آمد ، در حالى كه جهت يكى ظاهر و جهت ديگر باطن است . مگر پدر با فرزند كوچكش درست نظير اين برخورد را ندارد . در دل از بسيارى چيزها آگاه است اما عملا در دو سطح عمل مىكند يكى خواست فرزند و در جهت تربيت او و ديگرى بر اساس آگاهى قبلى خود . بازگرديم به بيان برداشت سياسى مرحوم مجلسى كه از معتقدان به تفكيك ظاهر و باطن است . او در اين برداشت بر افشاى ظلم و احياى دين در رخداد كربلا تكيه دارد . اشاره كرديم كه تكليف ظاهر و باطن مىتواند با برداشت سياسى سازگار باشد ، گرچه همچنان به دلايل ديگر در معرض گرايش به برداشت صوفيانه است . علامهء مجلسى به عنوان يك عالم اخبارى ( با اندكى اعتدال ) در مرز گرايش معنوى و مادى به هر دو توجه دارد گرچه بايد پذيرفت كه در اخبار اين بحث روايات فراوانى وجود دارد كه بار گرايش معنوى را تقويت مىكند . ما پيش از اين اشاره به برداشت معنوى وى از كربلا داشتيم . اكنون مرورى بر برداشت سياسى او داريم : و در حقيقت اگر نظر كنى ، آن امام مظلوم جان شريف خود را فداى دين جد بزرگوار خود كرد ، و اگر با يزيد صلح مىكرد و انكار افعال قبيحهء او نمىنمود در اندك وقتى شرايع دين و اصول و فروع ملت سيد المرسلين مندرس و مخفى مىشد ، و معاويه چندان سعى در اخفاى آثار آن حضرت كرده بود كه قليلى باقى مانده بود و آن قليل نيز به اندك زمانى بر طرف مىشد و قبايح اعمال و افعال آن ملاعين در نظر مردم مستحسن مىشد و كفر عالم را مىگرفت . شهادت آن حضرت سبب آن شد كه مردم قدرى از خواب غفلت بيدار شدند و قبايح عقايد و اعمال ايشان را فهميدند و صاحب خروجها مانند مختار و غير او به هم رسيدند و در اركان دولت بنى اميه تزلزل انداختند و همان باعث انقراض و استيصال ايشان شد . « 1 »

--> ( 1 ) . مجموعه رسايل اعتقادى علامهء محمد باقر مجلسى ، ص 201