الشيخ رسول جعفريان
222
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
نظام حاكم است . سؤال مهم اين است كه تا كجا بايد از حاكم پيروى كرد . آيا تنها اطاعت از امام عادل لازم است يا آن كه از سلطان جائر نيز بايد اطاعت كرد . پيش از اين در ضمن بحث از خلافت عثمان به تفصيل به بيان اين نكته پرداختيم . به همانجا مراجعه شود . حفظ جماعت يعنى عدم اغتشاش و شورش ، دست نزدن به اقداماتى كه وحدت را از بين ببرد و زمينهء ايجاد تزلزل را در جامعهء اسلامى فراهم مىكند . سؤال مهم اين است كه در مقابل سلطنت استبدادى و حاكم فاسق ، در هر شرايطى بايد سكوت كرد و آيا هر صداى مخالفى را به اعتبار اين كه مخلّ « جماعت » و سبب « تفرقه » است مىتوان محكوم كرد . ؟ حرمت نقض بيعت به عنوان رعايت عهد ، در اسلام تمجيد شده است . نقض عهد و بيعت بسيار مورد مذمّت قرار گرفته و واضح است كه چه اندازه در مسائل سياسى نقش مثبت دارد . امّا آيا در برابر خليفهاى مثل يزيد اگر بيعت نشد و يا نقض بيعت شد و جماعت به هم خورد ، باز بايد مسأله را به صورت حرمت نقض عهد مطرح ساخت ؟ يا اساسا بايد اين موارد را استثناء كنيم ؟ همان گونه كه گذشت ، خلفاى بنى اميّه و بعدها بنى عبّاس با بهكارگيرى اين مفاهيم در شكل تحريفشدهء آن ، كه هيچ قيد و شرطى نداشت ، مردم را وادار به پذيرش حكومت خود مىكردند . هنگامى كه معاويه براى فرزندش يزيد بيعت گرفت ، به مدينه آمد تا مخالفين را وادار كند با يزيد بيعت كنند . عايشه در شمار مخالفين بود . چرا كه به هر حال برادرش ، محمّد فرزند أبو بكر ، به دست معاويه به شهادت رسيده بود . زمانى كه سخن از بيعت به ميان آمد ، معاويه به عايشه گفت : من براى يزيد از تمامى مسلمين بيعت گرفتهام ، آيا تو اجازه مىدهى كه « أن يخلع الناس عهودهم » مردم را از تعهدى كه بستهاند رها كنم ؟ عايشه گفت : « إنى لا أرى ذلك و لكن عليك بالرفق و التأنى » ، من چنين چيزى را روا نمىدانم ، امّا شما نيز با مدارا و ملايمت با مردم برخورد كنيد . « 1 » اين نمونه نشان مىدهد كه چگونه در پرتو آن مفهوم ، عايشه راضى گرديد .
--> ( 1 ) . الفتوح ، ج 4 ، ص 237 ؛ الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 183