الشيخ رسول جعفريان

193

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

تصويرى كه از شرايط كوفه در آن زمان مىتوان به دست داد چنين است : يزيد كسى بود كه گرچه براى مردم شام تحمّلش آسان بود ، امّا براى مردمى چون مردم عراق تحمّلش قدرى مشكل مىنمود . هنگامى كه روى كار آمد ، شيعيان كوفه مخالفت را آغاز كردند . بسيارى از مردم كوفه نيز كه جانشين مناسبى براى جايگزينى يزيد نداشتند ، بر اثر جوّ عمومى ، حسين بن على عليه السّلام را برگزيدند . به علاوه كه عراق در شرايط طبيعى مايل به پذيرش حكومت شام نبود . وقتى كه دعوت از ناحيهء شيعيان آغاز شد ، نه تنها عوام مردم - با روحيهء خاص خود - پشتيبانى خود را اظهار كردند ، بلكه كسانى نيز كه موقعيّت خود را در خطر مىديدند و يا تحت تأثير روحيّه ديگر مردم ، اظهار حمايت از حسين بن على عليه السّلام كردند « 1 » نتيجهء آن پيدايش جوّ كاذب اما عمومى در حمايت از امام حسين عليه السّلام بود . جوّى كه به خاطر خلأ سياسى پس از مرگ معاويه ، بنى اميّه نيز براى مدتى نتوانستند جاى آن را پر كنند . بويژه ، با حاكميّت نعمان بن بشير كه فردى سهلگير بود ، اين جوّ گسترش يافت و تا وقتى كه ابن زياد به كوفه نيامده بود بسرعت رو به فزونى بود . با توجّه به حديثى از امام حسين عليه السّلام ، مىتوان احتمال ديگرى را نيز براى دعوت از ناحيهء بزرگان پذيرفت و آن اين كه آنها عمدا به اين جوّ دامن زده بودند تا امام را به عراق كشانده و در آنجا به شهادت برسانند . فرمايش امام عليه السّلام چنين است : « و ما كانت كتب إليّ إلا مكيدة لى و تقربا إلى ابن معاويه » . « 2 » در هر حال مسلّم است كه قسمت اعظم اين جوّ جلوهء مثبت داشت و زمانى كه مسلم بدان ديار رفت فضا را چنان ديد كه بايد هر چه زودتر از امام بخواهد تا به كوفه بيايد . فشار ابن زياد بر مردم كوفه كمتر مردمى را مىتوان يافت كه بتوانند با وجود ديكتاتورى مسلط و جسور ، دست به مخالفت زده و در برابر قدرت حاكم ، اظهار سركشى بكنند . هنگامى كه نعمان بن بشير

--> ( 1 ) . افرادى چون عمرو بن حجاج و شبث بن ربعى كه خود در كربلا فرماندهى سپاه ابن زياد را داشتند ، از كسانى بودند كه نامه به امام حسين عليه السّلام نوشته بودند . نك : الفتوح ، ج 5 ، صص 51 - 50 ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 185 ؛ الفتوح ، ج 5 ، ص 169