الشيخ رسول جعفريان

188

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

كرده باشد قابل بررسى و تأمّل است ؛ زيرا كشتن ابن زياد در آن لحظه مىتوانست سرنوشت عراق و كربلا را عوض كند . ابن زياد عنصرى فاسد و جانى بود . خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مدينه ، افرادى را به مكه فرستاد تا ابو سفيان را به همين شكل بكشند ، گرچه موفّق نشدند ؛ چنانچه افرادى چون كعب بن اشرف و ابو عفك را با همين صورت از بين برد . بعضى اشاره كرده‌اند كه نكشتن ابن زياد ، دليل سياسى داشت و آن ، اين كه به دنبال آن مردم شام براى گرفتن انتقام مىآمدند و كوفه را غارت مىكردند . « 1 » بايد گفت كه سپاه شام در هر صورت ، اگر امام حسين عليه السّلام پيروز هم مىشد ، مىآمدند و اين آمدن ربطى به كشته شدن ابن زياد نداشت . بعدها در جريان محاصرهء قصر ابن زياد ، معلوم نشد كه چرا به راحتى مردم مسلم را ترك كردند . آيا در اين زمينه همهء تقصير به عهدهء كوفيان بوده يا آن كه رهبرى حركت نتوانسته است با تحريك مردم آنها را در صحنه نگاه دارد . از نكات جالب ، يافتن مخفيگاه مسلم است . ابن زياد ، پولى را به يكى از غلامان خود داد و از او خواست تا محلّ اختفاى مسلم را پيدا كند . غلام به مسجد كوفه رفت و كوشيد با معيارى كه براى شناخت شيعيان داشت ، او را بيابد . نگاهش به شخصى افتاد كه مشغول نماز خواندن به صورت متوالى بود ، پيش خود گفت : « إن هؤلاء الشيعة يكثرون الصلاة و أحسب هذا منهم » . « 2 » شيعيان نماز فراوان مىخوانند و گمانم آن است كه اين شخص بايد از شيعيان باشد . فرد مورد نظر ، شخصى جز مسلم بن عوسجه نبود . او فريب غلام را خورده و پس از آزمايشهاى مكرّر نتوانست به ماهيّت پليد او پى ببرد و لذا او را نزد مسلم برد . اين سخن نشانگر آن است كه شيعيان معروف به زهد و عبادت بوده‌اند . حركت امام به سمت عراق نمايندهء رسمى امام ، آمادگى مردم كوفه را تأييد كرده بود ، و ديگر جاى تأمل نبود . چرا كه به طور مطمئن با توجه به نامه‌ها و نامهء مسلم ، شرايط براى قيام عليه بنى اميّه آماده شده بود . امام در رفتن تسريع كرد ، به طورى كه در هشتم ذيحجه ، يعنى در بحبوحهء

--> ( 1 ) . مبعوث الحسين ، صص 152 ، 153 ( 2 ) . اخبار الطوال ، ص 249