الشيخ رسول جعفريان

185

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

عراق بود . او در همان آغاز بزرگان شهر را فرا خواند و بدانها گفت : افراد غريب و كسانى را كه دستگيرى آنها مطلوب يزيد است ، و نيز خوارج و كسانى را كه در پى ايجاد اختلاف و دودستگى هستند ، بايد به او معرفى كرده و اسامى آنها را بنويسند . اگر كسى در اين باره مسئوليتش را انجام نداد ، مسئوليت آنچه اين افراد انجام دهند بر عهدهء او خواهد بود و حاكم نيز ذمّه خود را از آنها بر خواهد داشت . در آن صورت ريختن خون آنها و گرفتن مالشان مجاز مىباشد . « 1 » مسلم در مقابل ابن زياد مجبور به عوض كردن محل سكونت و روى آوردن به مخفى كارى شد . محلّ جديد ، خانهء هانى بن عروه ، يكى از رؤساى قبيلهء مذحج بود كه به نظر مىرسيد امنيّتش از جاهاى ديگر بيشتر باشد . ابن زياد سراسيمه به دنبال مسلم مىگشت . او با تعيين جاسوسى كه دعوى دوستى با اهل بيت را مىكرد ، توانست محلّ اختفاى مسلم را بيابد . ابن زياد در آغاز هانى را دستگير و از او خواست تا مسلم را تحويل دهد . در اين فاصله مذحجىها شورشى مختصر كردند . شريح قاضى در نقشى خائنانه به آنان اطمينان داد كه هانى زنده و ميهمان ابن زياد است . مذحجىها شنيدند و متفرق شدند . « 2 » مسلم دست به اقدام زد و عدّه‌اى را جمع‌آورى كرد و با فريادهاى « يا منصور امت » ، كه از شعارهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در جنگها بود ، ياران خود را فرا خواند . ابن زياد در حال سخنرانى در مسجد بود كه فريادها را شنيد . او به داخل قصر خود خزيده و درها را به روى خود بست . سپاه مسلم قصر را محاصره كردند اما به علّتى كه بر ما روشن نيست در پشتى قصر در محاصره در نيامد و بزرگان كوفه از آنجا مرتّب با ابن زياد در تماس بودند . اين در مشهور به « درب روميين » بود . جمعيّتى كه همراه مسلم بود ، در آغاز بسيار بودند ، به طورى كه توانستند ابن زياد و افرادش را به هراس اندازند و در داخل قصر محصور كنند . « 3 »

--> ( 1 ) . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 267 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، صص 24 ، 25 ( 2 ) . تذكرة الخواص ، ص 242 ، بعدها شريح گفت كه ابن زياد مأمورى بر من نهاده بوده و من از ترس نتوانستم پيام هانى را كه گفته بود به مذحجىها بگويم در فشار است ، به مردم برسانم ! ( 3 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 31