الشيخ رسول جعفريان
167
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
حضرت فرمود : لا تردّوا علىّ معروفى . « 1 » به امام حسن عليه السّلام گفتند : فيك عظمة ، شما عظمت خاصى داريد . امام فرمود : لا بل عزّة ، قال الله تعالى : فللّه العزّة و لرسوله و للمؤمنين ، اين عظمت نيست بلكه عزت است . خداوند فرموده است : عزت براى خدا ، پيامبرش و مؤمنان است . « 2 » امام در مدت هشت نه سالى كه پس از صلح در مدينه بودند ، مرتب با شيعيان كوفه كه براى حج به حجاز مىآمدند ديدار داشتند . طبيعى است كه آنها حضرت را به عنوان امام خود پذيرفته و در كار ديندارى خود از آن حضرت بهره مىبردند . مردى از شاميان گويد : روزى در مدينه شخصى را ديدم با چهرهاى آرام و بسيار نيكو و لباسى در بر كرده كه به طرز زيبايى آراسته و سوار بر اسب . دربارهء او پرسيدم . گفتند : حسن بن على بن ابى طالب است . خشمى سوزان سر تا پاى وجودم را فرا گرفت و بر على بن ابى طالب حسد بردم كه چگونه او چنين پسرى دارد . پيش او رفته و پرسيدم آيا تو فرزند على هستى ؟ وقتى تأييد كرد ، سيل دشنام و ناسزا بود كه از دهان من به سوى او سرازير شد . پس از آن كه به ناسزا گويى پايان دادم از من پرسيد : آيا غريب هستى ؟ گفتم : آرى . فرمود : با من بيا ، اگر مسكن ندارى به تو مسكن مىدهم و اگر پول ندارى به تو كمك مىكنم و اگر نيازمندى ، بىنيازت سازم . من از او جدا شدم در حالى كه در روى زمين محبوبتر از او نزد من كسى نبود . « 3 » شهادت امام حسن عليه السّلام از جنايات غير قابل بخشايش معاويه ، به شهادت رساندن امام حسن عليه السّلام ريحانهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است . از نظر تاريخى كوچكترين ترديدى در آن وجود ندارد . معاويه با ترتيب دادن توطئهاى كه اساس كارش بر همان پايه بود ، امام را به دست همسرش جعده دختر اشعث بن قيس لعنت شده ، به شهادت رساند . زمانى كه در سال 63 هجرى در واقعهء حره مدينه غارت شد ، خانهء اين زن ملعون نيز به تاراج رفت . اما به
--> ( 1 ) . ترجمة الامام الحسن عليه السّلام ، ابن سعد ، ص 155 ( 2 ) . ربيع الابرار ، ج 3 ، ص 177 ( 3 ) . الكامل فى الادب ، ج 1 ، ص 235