الشيخ رسول جعفريان

163

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

جانشينى خود به ميان مىآورد اين خود تأييدى بر نظام موروثى مىبود . تعبير « شورى المسلمين » گرچه اندكى كلى بود ، اما راه خلاصى از دست موروثى شدن بود . ممكن است اظهار شود كه چنين چيزى با اعتقاد به « نص » در امامت شيعى سازگارى ندارد . در اين باره اولا بايد گفت : مردمى كه امام در ميانشان زندگى مىكرد ، اكثريتشان اعتقادى به نص نداشتند . براى اين مردم جز اين راهى وجود نداشت . به علاوه ، حتى اگر مشروعيت به نص باشد ، منافات با اين اصل ندارد كه به هر روى پذيرش مردم در مقبوليت حاكم در مقام رهبرى جامعه و نيز بدست گيرى كار حكومت امرى بديهى و روشن است . در قرارنامهء صلح ، چند نكتهء قابل تأمل وجود دارد : الف : نخستين نكتهء مهم عمل به كتاب خدا ، سنت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سيرهء خلفاى صالح است . اصرار چنين موضعى از ناحيهء امام بدان دليل بود كه معاويه به هر صورت در چهار چوبه‌اى محدود شود . آن حضرت پس از آمدن معاويه به كوفه نيز ، ضمن سخنانى كه بر فراز منبر مسجد كوفه ايراد كرد ، همين نكته را به اين عبارت بيان فرمود : « إنما الخليفة من سار بسيرة رسول الله و عمل بطاعته و ليس الخليفة من دان بالجور و عطّل السنن و اتخذ الدنيا أبا و امّا . » خليفه كسى است كه به سيرهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عمل كرده و از او اطاعت كند . خليفگى به اين نيست كه خليفه ستمگرى ورزيده ، سنت پيامبر را رها نمايد و دنيا را به عنوان پدر و مادر خود بگيرد . و در ادامه فرمودند : و إن أدرى لعله فتنة لكم و متاع إلى حين . و چه مىدانيم ، شايد اين آزمايشى براى شما و متاعى اندك ( براى معاويه ) باشد . در اين لحظه بود كه معاويه از سخنان امام برآشفت . « 1 » امام در همين خطبه بود كه فرمود : معاويه در حقى با من به نزاع برخاست كه از آن من بود ، اما من به خاطر صلاح امت ، و جلوگيرى از خونريزى آن را ترك كردم . « 2 » ب : نكتهء مهم ديگر ، مخالفت امام با موروثى شدن خلافت بود كه پيش از اين به آن اشاره كرديم .

--> ( 1 ) . ترجمة الامام الحسن عليه السّلام ، ابن سعد ، صص 171 ، 172 ( 2 ) . ذخائر العقبى ، ص 140 ؛ نظم درر السمطين ، صص 201 - 200 ؛ بحار الانوار ، ج 44 ، ص 42 ؛ المحاسن و المساوى ، ج 1 ، ص 53 ؛ ترجمة الامام الحسن عليه السّلام ، ابن سعد ، ص 173 ؛ انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 43