الشيخ رسول جعفريان

157

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

كرده و معاويه را تصديق كنى ! « 1 » از مدائنى نيز نقل شده است كه حسين عليه السّلام از پذيرفتن صلح امتناع كرد ، تا آن كه برادرش با وى سخن گفت . « 2 » در برابر اين ادعا ، شواهد نقلهايى وجود دارد كه نشان مىدهد امام حسين عليه السّلام نيز راهى بهتر از صلح نمىشناخته و مردم را به اطاعت از برادرش دعوت مىكرده است . الف : سيرهء عملى امام حسين عليه السّلام عدم اعتنا و بىتوجهى به سخنان و اقداماتى بوده كه ضمن آنها كوشيده شده تا وى را دربارهء موضع برادرش به مخالفت كشانده و او را به عنوان رهبر شيعيان عراق معرفى كند . او تا پايان زندگى امام حسن عليه السّلام ، در كنار آن حضرت بوده و همانند او در مدينه زيست . حتى پس از شهادت برادر نيز ، طى يازده سال همان موضع را داشت . اين سيره نشان مىدهد كه او هيچ گونه مخالفتى با مسألهء صلح نداشته است . ب : زمانى كه شيعيان افراطى از موضع صلح ناراحت شدند ، به سراغ امام حسين عليه السّلام آمده و از او خواستند تا رهبرى آنان را در دست گيرد . على بن محمد بن بشير همدانى مىگويد : « همراه سفيان بن ابى ليلى به مدينه آمديم و بر حسن بن على عليه السّلام وارد شديم در حالى كه مسيب بن نجبه و عده‌اى ديگر نزد او بودند . من به او گفتم : السلام عليك يا مذل المؤمنين . امام فرمود : سلام بر تو : بنشين من مذل المؤمنين نيستم ، بلكه معز المؤمنين‌ام . من از صلح چيزى جز حفظ جان شما را نمىخواستم . . . » ، او مىافزايد : ما به سراغ برادرش امام حسين عليه السّلام رفتيم و او را از آنچه حسن عليه السّلام گفته بود آگاه كرديم . امام حسين عليه السّلام فرمود : « صدق ابو محمد ، فليكن كل رجل منكم حلسا من أحلاس بيته مادام هذا الإنسان حيا فان يهلك و أنتم احياء رجونا أن يخيّر اللّه لنا و يؤتنا رشدنا و لا يكلنا الى انفسنا » برادرم راست مىگويد ، هر يك از شما تا وقتى اين شخص ( معاويه ) زنده است پلاس خانهء خود باشد ( تا ببينيم چه مىشود ) . اگر او مرد و شما زنده بوديد اميدوارم كه خداوند آن را براى ما پيش آورد كه رشد ما در آن باشد و ما را

--> ( 1 ) . ترجمة الامام الحسن عليه السّلام ، ابن عساكر ، ص 178 ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 23 ؛ و نك : البداية و النهايه ، ج 8 ، ص 26 ؛ اسد الغابه ، ج 2 ، ص 20 ؛ كشف الغمه ، ج 2 ، ص 247 ؛ تذكرة الخواص ، ص 197