الشيخ رسول جعفريان

131

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

نخواهد كرد . « 1 » به هر روى ، عوامل مختلفى سبب شد تا مردم عراق و حجاز با امام حسن عليه السّلام بيعت كنند . گفته شده قيس بن سعد در وقت بيعت گفت : بر كتاب خدا ، سنت رسول و جهاد با ستمكاران با او بيعت مىكند ؛ امام تنها كتاب و سنت را پذيرفته و فرمود : اينها برتر از هر شرطى هستند . « 2 » مداينى مىگويد : ابن عباس پس از شهادت على عليه السّلام از خانه بيرون آمد و گفت كه از على عليه السّلام كسى باقى مانده [ و قد ترك خلفا ] اگر دوست داريد [ براى بيعت با او ] بيرون آيد و اگر كراهت داريد هيچ كس بر ديگرى [ تعهدى ] ندارد . مردم براى حضرت على عليه السّلام گريه كرده و اعلام رضايت كردند . امام از خانه بيرون آمد و ضمن خطبه‌اى آيه تطهير را دربارهء اهل بيت خواند و مردم با او بيعت كردند . « 3 » بعدها امام خطاب به مردم فرمودند : شما نه از روى اكراه بلكه به اختيار با من بيعت كرديد . « 4 » در نقل اصفهانى آمده كه ابن عباس مردم را به بيعت با او دعوت كرد و آنان گفتند ، كسى را دوست‌داشتنىتر و محق‌تر از او نسبت به خلافت نمىشناسند ، سپس با او بيعت كردند . « 5 » در اينجا بايد به يك مسألهء ديگر توجه داشت و آن اين كه اصل سياسى پذيرفته شده در امر خلافت ، بيعت اهل حرمين بود . در اين زمان كه حدود سى سال از رحلت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گذشته بود ، نسل عظيمى از صحابه در فتوحات و نيز در جمل و صفين در گذشته بودند . به علاوه ، مدينه نيز از مركزيت خلافت در آمده بود . در اين صورت اصل مذكور كه بيعت مهاجرين و انصار ساكن مدينه بود ، مواجه با دو اشكال مزبور شد ؛ بدين ترتيب مشكلى در اين امر به وجود آمده و اين خود نشانگر آن بود كه اوضاع رو به دگرگونى است . خواهيم ديد كه همراه با از بين رفتن اين اصل ، اصل ولايتعهدى توسط معاويه به عنوان جانشين اصل پيشين مطرح گرديد . بدين مطلب بايد افزود كه از سران قريش نيز كمتر كسى كه بتواند مدعى خلافت باشد باقى مانده بود . معاويه در نامه‌اى به ابن عباس نوشت : اكنون دربارهء قريش از خدا بترس ! از آنان

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، نامهء 28 ( 2 ) . تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 158 ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 22 ؛ و نك : ص 28 ( 4 ) . الفتوح ، ج 4 ، ص 156 ( 5 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 31