الشيخ رسول جعفريان

121

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

روايتى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمده است : « لو كان العقل رجلا لكان الحسن ، اگر عقل در مردى مجسم مىشد ، همانا حسن بود . » « 1 » قدرت امام حسن عليه السّلام در بر انگيختن مردم كوفه در جريان شورش ناكثين « 2 » ، نشان اهميت و اعتبار او در نزد مردم آن شهر مىباشد . مسلمانان با توجه به همين احاديث ، فرزندان فاطمهء زهرا عليها السّلام را فرزندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دانسته و على رغم انكار بنى اميه و بعدها بنى عباس ، كوچكترين ترديدى براى مسلمانان بوجود نيامد . « 3 » بر مبناى همين شخصيت و الا بود كه ، چون امام على عليه السّلام او را به عنوان جانشين خود به مردم معرفى نمود ، مردم عراق و بسيارى نقاط ديگر با او به عنوان خليفهء رسمى بيعت كردند . با اين حال ، از طرف مغرضين در گوشه و كنار سعى گرديد تا شخصيت امام را خدشه‌دار كنند و او را يك طرف بىبهره از تدبير و سياست و از طرف ديگر دنيا طلب ، و بالاخره موضع او را در مقابل على عليه السّلام و حسين عليه السّلام معرفى كنند . به عنوان نمونه كوشش مىشد تا با جعل و ترويج اخبار پوچ ، امام مجتبى عليه السّلام را شخصيتى معرفى كنند كه دائما در حال تزويج و طلاق بوده است . « 4 » در مورد ديگر مىبينيم كه در اخبار مربوط به صلح اين گونه عنوان شده كه امام تنها با چند تعهدى كه جنبهء مالى داشته حاضر شده است از حكومت كناره بگيرد . يعنى او به دنبال تصاحب خراج دارابجرد ، اهواز اموال موجود در بيت المال كوفه بوده است . « 5 » در همين اخبار سعى شده تا عنوان كنند امام براى خويش چنين حقى نمىديده كه خلافت را براى خود نگه دارد و لذا آن را تسليم معاويه كرده است . در صورتى كه اين صرف اتهام است . چرا كه خود امام بارها بر اين نكته تصريح فرمود كه : « خلافت حق اوست و تنها از روى اجبار به معاويه واگذار مىكند . » « 6 » مخالفان امامت و ولايت در كنار اين تخريب شخصيت - كه عمدتا از ناحيهء بنى عباس به دليل فشارى كه

--> ( 1 ) . فرائد السمطين ، ج 2 ، ص 68 ( 2 ) . ترجمة الامام الحسن عليه السّلام ، ابن سعد ، ص 49 ( 3 ) . الحياة السياسية للامام الحسن عليه السّلام ، ص 27 . در كشف الغمه ( ج 1 ، ص 550 ) روايتى آمده كه نشان مىدهد معاويه اصرار داشت تا حسنين عليه السّلام را فرزندان امام على عليه السّلام بخوانند نه فرزندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله . ( 4 ) . الاتحاف ، ص 34 ( 5 ) . در ادامه اين مسأله را بررسى خواهيم كرد . ( 6 ) . الامالى ، شيخ طوسى ، ج 2 ، ص 172 ؛ بهج الصباغه ، ج 3 ، ص 448 ؛ حياة الحيوان ، ج 1 ، ص 58 ؛ بحار الانوار ، ج 44 ، صص 30 ، 56 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 34