الشيخ رسول جعفريان
115
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
خشنتر مىپوشيد . من بيم آن دارم اگر كارى را كه او انجام مىداده انجام ندهم به او ملحق نشوم . « 1 » زمانى كه براى امام فالوده آوردند ، فرمود : من از چيزى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نخورده ، نمىخورم . « 2 » معناى اين سخن آن نبود كه خوردن اين چيزها نادرست است بلكه براى امام ، تابعيت محض از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از هر جهت اهميت داشت . نقل حكايتى ديگر از اين دست به لحاظ اهميت آن ، مناسب مىنمايد . ابو الشيخ انصارى ( م 369 ) مىگويد : امام ، عمرو بن سلمه را به حكومت اصفهان گماشت . زمانى كه عمرو عازم ( كوفه ) شد ، در راه خوارج بر سر راه او قرار گرفتند . او در شهر حلوان تحصن كرد در حالى كه همراه او خراج و هدايا بود . وقتى خوارج از آنجا دور شدند ، خراج را در حلوان گذاشت ، و هدايا را به كوفه آورد . امام دستور داد تا آنها را در رحبهء مسجد كوفه بگذارد و عمرو را بر آن گمارد تا آن را بعدا بين مسلمانان تقسيم كند . ام كلثوم كسى را نزد عمرو فرستاد و گفت : قدرى از عسلى كه آوردهاى براى من بفرست . او نيز دو حلب از آنها را نزد دختر امام فرستاد . زمانى كه امام براى نماز به مسجد آمد ، مشاهده كرد كه دو حلب آنها كم شده است . عمرو را صدا زد و دربارهء آن دو حلب پرسيد . او گفت : نپرس كه چه شده است ، آنگاه رفت و دو حلب عسل در آنجا گذاشت . امام فرمود : مىخواستم بدانم كه قضيه اين دو حلب چيست ؟ او گفت : ام كلثوم نزد من فرستاد و من هم دو حلب به او دادم . امام فرمود : آيا من به تو گفته بودم تا اين هدايا را بين مردم تقسيم كنى ؟ آنگاه در پى ام كلثوم فرستاد تا دو حلب را بياورد . وقتى آورد قدرى از سر آنها كم شده بود . اما در پى تجار فرستاد تا قيمت قسمت كم شده را معين كنند ، چيزى حدود سه درهم و خوردهاى شد . امام در پى ام كلثوم فرستاد آن اين پول را بدهد . پس از آن عسلها را بين مسلمانان تقسيم كرد . « 3 » نمونههاى فراوانى از اين دست ، در الغارات و آثار ديگر آمده است . جملهء خود امام كه فرمود : « انا الذي أهنت الدنيا » ، « 4 » من كسى هستم كه دنيا را خوار كردم ،
--> ( 1 ) . الغارات ، ج 1 ، ص 85 ( 2 ) . همان ، صص 89 - 88 و نك : پاورقى همان صفحات . ( 3 ) . طبقات المحدثين باصبهان ، ج 1 ، ص 279 - 278 ؛ و نك : اخبار اصبهان ، ج 1 ، ص 72 ( 4 ) . حياة الصحابة ، ج 2 ، ص 310