الشيخ رسول جعفريان
101
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
حكميت كتاب خدا هستم اما معاويه و اصحابش اصحاب دين و قرآن نيستند ، من آنها را بهتر از شما مىشناسم . از كوچكى با آنها بودهام . در اين لحظه حدود بيست هزار نفر از سپاه عراق نزد امام آمده بدون آن كه آن حضرت را « امير المؤمنين » خطاب كنند ، از او خواستند تا حكميت قرآن را بپذيرد . طايفهء قرّاء كه به خواندن قرآن دلخوش داشتند و شمارى از آنها در سلك خوارج در آمدند ، در ميان اين افراد بودند . « 1 » در اين زمان ، اشتر در خط مقدم نزديك لشكرگاه معاويه مشغول جنگ آمد . مخالفان جنگ ، از امام خواستند تا دستور دهد اشتر برگردد . امام يزيد بن هانى را به دنبال او فرستاد . اشتر پيغام داد : اكنون وقت بازگشت نيست . مخالفان گفتند : تو او را به ادامهء جنگ واداشتهاى . اگر اشتر بازنگردد تو را خواهيم كشت . اين خبر سبب شد تا اشتر بازگشت و جنگ متوقف شد . امام ضمن نامهاى به معاويه با قيد اين كه ما مىدانيم تو اهل قرآن نيستى ، پذيرفتن حكميت قرآن را يادآور شد . « 2 » اشعث نزد معاويه رفت و از وى دربارهء چگونگى اجراى حكم قرآن سؤال كرد . او گفت : بهتر است يك نفر از سوى ما و فرد ديگرى از سوى شما بنشينند و در بارهء حكم قرآن در اين بارهء اظهار نظر كنند . او اين نظر را به امام منتقل كرد . پس از آن جمعى از قرّاء شام و عراق در ميان دو سپاه آمدند ، مدتى قرآن خواندند و متفق شدند كه آنچه را قرآن احيا كرده احيا كنند . پس از آن اهل شام ، عمرو بن عاص را برگزيدند . اشعث و شمارى ديگر از كسانى كه بعدا در گروه خوارج در آمدند ، ابو موسى اشعرى را پيشنهاد كردند . امام به دليل مخالفت ابو موسى با وى در جنگ جمل حاضر به قبول وى نشد ، اما آنها در اين باره اصرار كردند . پيشنهاد امام ، ابن عباس و يا اشتر بود ، اما آنها گفتند : اشتر عقيده به جنگ دارد . ابن عباس نيز نبايد باشد ؛ زيرا عمرو بن عاص از مضرىهاست ، طرف ديگر بايد يمنى باشد . ( لا و الله لا يحكم فيها مضريان حتى تقوم الساعة ) . « 3 » امام اصرار را بىمورد ديد و فرمود : هر كارى مىخواهيد بكنيد . « 4 » بعدها
--> ( 1 ) . وقعة صفين ، ص 489 ( 2 ) . همان ، ص 494 - 490 ( 3 ) . متأسفانه در جنگ صفين رقابت مضرى و يمنى مشكل ايجاد كرد . نك : الفتوح ، ج 3 ، ص 163 ( 4 ) . وقعة صفين ، صص 500 - 499