الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد محمد صالحى )
25
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي )
كمتر است مگر براى اين حقيقت كه بتوانم آنچه را كه حق است . برقرار سازم و آنچه را كه باطل است ، دفع كنم . در قاموس سياست ، كلمهاى برتر و عالىتر از اين كلمه كه به وسيلهء بزرگترين متفكّر مسلمان ، يعنى امام امير المؤمنين على عليه السّلام گفته شده است ، وجود ندارد . حكومت ارزشى ندارد مگر اينكه عدل و انصاف را برقرار سازد و ظلم و ستم را بر طرف كند . اين است راهى كه خدا براى بندگانش انتخاب نموده كه آنها ممكن است صالح باشند و از دولتى كه نه بر پايهء فريب و گمراهى قرار دارد و نه با سرنوشت جامعه بازى مىكند ، بهرهمند شوند . ( 1 ) 4 امام رضا عليه السّلام در صحنهء حيات سياسى اسلام ظاهر شد و او درخشانترين مرد سياست در تاريخ اسلام بود . آن حضرت در وضع سياستش ثابت قدم بود به طورى كه فريب وعدههاى دروغين مأمون را نخورد و از راه راست منحرف نگرديد و مأمون تاج و تخت را به امام واگذار كرد . اما اين كنارهگيرى از خلافت ، واقعى و از سر صداقت نبود ، بلكه مأمون تصميم داشت به اهداف سياسى خود برسد . احتمالا مهمترين دليلش اين بود كه او مىخواست از شورشهاى خانمانبراندازى كه مىرفت تا خلافت عبّاسى را در هم بپيچد و پرچم آن را واژگون كند ، جلوگيرى نمايد . در ميان اين شورشها يكى طغيان ابو السّرايا بود . قابل ذكر است كه ابو السّرايا فرماندهى نظامى شبيه به ابو مسلم خراسانى بود كه دولت امويان را ساقط كرد بعلاوه ، مأمون مىخواست ايرانيان را جلب كند و تمام حاميان اهل بيت عليهم السّلام را كه حكّام عبّاسى پيش از اين به آنها ظلم كرده و از حق طبيعى خود محرومشان ساخته بودند ، خشنود گرداند .