الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

68

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

نمىگيرد مگر آن كه ابتدا در دست پروردگار واقع مىشود . . . و پيوسته مىفرمود : هيچ چيزى نيست مگر آن كه فرشته‌اى بر آن گمارده است جز صدقه كه در دست خداى تعالى واقع مىشود . » « 1 » ( 1 ) 7 - امام زين العابدين عليه السلام ، در تفسير آيهء مباركهء : « وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ » « 2 » فرمود : « آن مبلغ ناچيزى كه حضرت يوسف را به آن فروختند بيست درهم بود . » « 3 » ( 2 ) 8 - ثوير بن فاخته نقل كرده است كه امام زين العابدين عليه السلام ، آيهء كريمهء : « وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً » « 4 » را چنين تفسير فرمود : « هابيل با قربانى كردن فربه‌ترين قوچى كه در اختيار داشت به درگاه خدا تقرّب جست اما قابيل با يك خوشهء گندم تقرّب خواست ، خداوند تعالى از هابيل پذيرفت و از قابيل نپذيرفت آنگاه ابليس ، قابيل را وسوسه كرد كه فرزندان هابيل در آينده بر فرزندان تو افتخار كرده و خواهند گفت كه ايشان پسران كسى هستند كه خداوند قربانى او را پذيرفته است ، و اين خيال را در او حاكم كرد تا آنجا كه قابيل به برادرش هابيل حسد برد و بر كشتن او تصميم گرفت تا نسلى از او نباشد ، اما نمىدانست كه چه كند ، ابليس به او ياد داد كه سر برادرش را وسط دو سنگ قرار دهد و بكشد ، او نيز چنين كرد و بعد نمىدانست كه جسد او را چگونه پنهان

--> ( 1 ) تفسير برهان : 1 / 441 ، تفسير صافى : ص 223 . ( 2 ) سورهء يوسف / 20 : او را به چند درهم معدود ، به بهاى ناچيزى فروختند . . . ( 3 ) مجمع البيان : 5 / 221 . ( 4 ) سورهء مائده / 31 : بر ايشان داستان دو پسر آدم را بدرستى بخوان آن هنگامى كه آنان قربانى كردند . . .