الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
606
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )
« آن كه ، با زور و سلطه بر مردم حكومت مىكند كى مىتواند خليفه باشد و با كبر و خودخواهى با مردم برخورد كند و با وسايل باطل از دروغ و حيلهگرى زمام قدرت را به دست مىگيرد ؟ ! به خدا سوگند كه تو در روز جنگ بدر نه ( براى اسلام ) شمشيرى زدى و نه تيرى رها كردى و بيقين تو و پدرت بىاهميت و ناچيز بوديد و از جمله كسانى بوديد كه در برابر رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - آشوب بپاكرديد و بلكه تو آزادشدهء فرزند آزادشدهاى ، تو و پدرت را رسول خدا ( ص ) آزاد كرد ، كجا مقام خلافت شايستهء يك فرد آزاد شده است . » « 1 » ( 1 ) 3 - مغيرة بن شعبه دوست و شريك جرم و جناياتش ، مغيرة بن شعبه ، اظهار نفرت مىكند ؛ روزى بر معاويه وارد شد و از او سخنى شنيد كه به پيامبر گرامى اسلام بد مىگفت ، از نزد وى بيرون آمد در حالى كه قرقر مىكرد و به پسرش گفت : من از نزد پليدترين مردم مىآيم ، و حرفى را كه معاويه زده بود ، براى پسرش نقل كرد . « 2 » ( 2 ) 4 - سمرة بن جندب از جمله كسانى كه از معاويه بدگويى كرده ، منافق دروغگو سمرة بن جندب است ؛ موقعى كه معاويه او را از استاندارى بصره بر كنار كرد ، گفت : « خدا معاويه را لعنت كند ، به خدا سوگند كه اگر همان گونه كه از معاويه اطاعت كردم از خدا اطاعت مىكردم ، هرگز مرا عذاب نمىكرد . . . » « 3 » در اينجا سخن ما دربارهء معاويه پايان مىگيرد و هر كه به سياست او نظرى افكند مىبيند ، هر عملى را كه مخالف قرآن و سنت پيامبر ( ص ) از قبيل
--> ( 1 ) مسعودى ، حاشيهء ابن اثير : 6 / 7 . ( 2 ) مروج الذهب : 2 / 342 . ( 3 ) طبرى ، چاپ اول : 6 / 157 .