الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

604

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

تصفيه كند و ريشهء آنان را برآورد و ايشان را از بيخ و بن بركند و به كارگزاران و استاندارانش در همه جا نوشت تا هركه دوستدار عترت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - است پراكنده سازند و بكشند و مقرّرى آنها را از دولت قطع كنند و اموال ايشان را مصادره نمايند و در سياهچالهاى زندان بازداشت كنند ، جلّادان و تهديدگران از كارگزاران وى به انجام اين دستور اقدام كردند و ترس و وحشت در همه‌جا سايه گسترد و بر شيعيان اهل بيت سخت گرفتند و كار به جايى رسيد كه اگر به كسى مىگفتند زنديق و يا بىدين است بهتر از آن بود كه بگويند دوستدار اهل بيت عليهم السّلام است و از مواليان ايشان مىباشد ، زيرا در اين صورت در معرض قتل و شكنجه قرار مىگرفت ، به اين ترتيب گروه زيادى از بزرگان اسلام نظير حجر بن عدى ، رشيد هجرى ، عمر بن حمق خزاعى و ديگر شخصيتهاى آزاده را به قتل رسانيد در حالى كه هيچ گناهى جز دوستى اهل بيت عليهم السّلام نداشتند . ( 1 ) استانداران و كارگزاران معاويه معاويه ، مشتى از خائنان و جنايتكاران نظير زياد بن أبيه ، مغيرة بن شعبه ، عمرو بن عاص ، بسر بن ارطاة و نظاير ايشان را كه از منحرفين بودند و جز قتل و ويران كردن و تجاوز بر مردم چيزى نمىفهميدند ، بر مردم گماشت ؛ زنازاده زياد بن أبيه از سياست شوم خود كه عراق را با همان سياست اداره مىكرد ، اعلان كرد كه سالم را به جرم بيمار و آينده را به جرم رونده دستگير مىكند و به مجرد گمان و تهمت مجازات مىنمايد ، و در عصر خود زندگى مردم عراق را به جهنّمى غير قابل تحمّل مبدّل ساخت و مردم را به حالى گذاشت كه به يكديگر مىگفتند : سعد را نجات ده ، سعيد كه هلاك شد ! اين ستم‌پيشگان كشور اسلامى را غرق مصائب و بلايا كردند و سايهء ترس و وحشت را در همه جا گستردند .