الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
557
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )
مىكند ، نبايد صحبت كنى كه بر شنوندگان گران آيى و همانند پستتر از خودت نيز حرف مزن كه آنان تو را حقير شمارند . پسرم ! هرگاه خداوند گشايشى به تو داد تو نيز بذل و بخشش كن و هرگاه در تنگدستى قرار داد تو نيز خوددارى كن ، با خدا در جود و بخشش انبازى مكن كه بيقين خداوند بخشندهتر از توست و بدان كه چيزى چون اقتصاد در زندگى نيست و هيچ معيشتى چون اعتدال و ميانهروى نمىباشد و هيچ عزّتى به پاى دانش نمىرسد ، همانا پادشاهان فرمانروايان مردمند و دانشمندان بر شاهان حاكمند ، آنگاه اين شعر را سرود : العيش لا عيش إلا ما اقتصدت فإن * تسرف و تبذر لقيت الفقر « 1 » و العطبا و العلم زين و تشريف لصاحبه * فاطلب ، هديت ، فنون العلم و الأدبا - زندگى ، چيزى جز اقتصاد و ميانهروى تو نيست زيرا كه اگر تو ولخرجى كنى با فقر و نابودى روبرو خواهى شد . علم ، زينت و باعث شرف و بزرگى صاحب خود است پس علم را بجوى تا به علوم و آداب مختلف راه يا بى . - تا آنجا كه مىگويد : العلم كنز و ذخر لا نفاد له * نعم القرين إذا ما صاحب صحبا قد يجمع المرء شيئا ثم يسلبه * عما قليل فيلقى الذل و الحربا - علم ، گنج و اندوختهاى بىزوال است و نيكو همدمى است اگر همدم كسى شود . گاهى شخص چيزى را فراهم مىآورد ، سپس طولى نمىكشد كه از دست مىدهد و گرفتار فرومايگى و خشم و كين مىگردد . و حامل العلم مغبوط به أبدا * و لا يحاذر منه الفوت و السلبا يا جامع العلم نعم الذخر تجمعه * لا تعدلن به درا و لا ذهبا
--> ( 1 ) اين كلمه در نسخهء اصلى « الفر » با حرف فاء نوشته شده بود اما صحيح همان است كه ما ثبت كرديم . مؤلف