الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

543

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

كسى در آنجاست . . . » طاغوت با شنيدن اين پاسخ هيچ روزنه‌اى براى رسيدن به مقصود خود نيافت ، اين سؤال را كرد : « نظر تو دربارهء خلفا چيست ؟ . . . » سعيد ، چون عالمى آگاه ، پاسخ داد : « من وكيل ايشان نيستم . . . » آن ناپاك جنايتكار پرسيد : « كدام يك از خلفا را بيشتر دوست دارى . » مىخواست بدين وسيله نظر او را به دست آورد ، شايد او نام امام امير المؤمنين عليه السلام را به نيكى ببرد و آن را دستاويزى براى شكنجه كردن وى قرار دهد ، و هدف شوم او بر سعيد پوشيده نماند و در جواب او گفت : « هر كدام از آنها كه آفريدگارشان راضىتر باشد . . . » - « كدام يك مورد رضاى بيشتر آفريدگار است ؟ » - « اين مطلب براى كسى معلوم است كه از سرّ و راز و نياز ايشان آگاه باشد . » - « نمىخواهى سخن مرا تصديق كنى ؟ » - « مايل نيستم كه سخن تو را تكذيب كنم . . . » « 1 » طاغوت پس از اين گفتگو دستور داد گردن سعيد را بزنند ، جلادان گردن او را زدند و سر مباركش روى زمين افتاد و سه مرتبه كلمه لا إله إلّا اللّه را گفت ، نخستين بار به زبان فصيح ادا كرد اما بار دوم و سوم با فصاحت نگفت . « 2 » و به اين ترتيب زندگى اين عالم بزرگ كه دوران حياتش را در راه نشر علم و فضيلت در ميان مردم گذرانده بود سپرى شد و مسلمانان با كشته شدن او سوگوار شدند زيرا

--> ( 1 ) رجال كشى . ( 2 ) ابن اثير : 4 / 13 .