الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

453

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

چشم ، گوش ، دست ، پا ، مو و سراپاى وجود و تمام اعضايش پاسدارى كرده و به اين همه فداكارى شاد و خرم بوده و ادامه داده است ، و هر ناگوارى ، درد ، سنگينى و غم و غصّه را خود تحمل كرد ، كه مبادا به تو صدمه‌اى برسد ، تا اين كه تو را بر عرصهء زمين قرار داد . او خوش‌حال بود كه تو سير باشى و خود گرسنه ، تو لباس و پوشاك داشته باشى و او برهنه ، تو سيراب باشى و او تشنه تو را در سايه نگهدارد هر چند كه خود در مقابل آفتاب بماند و به قيمت رنج و مشقّت خويش تو را متنعّم سازد و به بهاى بيدار خوابى خود تو را بخواباند ، آرى شكمش ظرف تو و دامنش آسايشگاه تو و پستانش مشك آب تو و خود پاسدار تو بوده است ، گرما و سرماى دنيا را به خاطر تو و براى تو بر خود هموار مىكرد ، بنابراين تو در مقابل اين همه ، بايد از او سپاسگزار باشى ، و از عهدهء چنين وظيفه جز به يارى خدا و توفيق الهى بر نيايى . . . » ( 1 ) چقدر حقوق مادر مهم است ! و چقدر الطاف و احسانش به فرزند فراوان است ! زيرا اوست كه زندگى فرزندش را مىسازد و اگر عواطف و محبتهاى او نبود هرآينه فرزند زنده نبود ، و نمىتوانست به زندگى ادامه دهد ؛ از آغاز تكوين در رحم با جان خود او را نگهدارى كرده و مشقّات باردارى و خطرات وضع حمل را تحمّل كرده و پس از ولادت او نيز خود را در راه رشد فرزندش ذوب نموده و تمام توانش را در راه پاسدارى از او به كار برده ؛ و به خاطر او بيدار خوابى كشيده و صميمانه به خدمت او همت گمارده و با لطف و محبّت به او توجه نموده تا آن كه بزرگ شود و راه زندگى خود را پيدا كند و وقتى كه از او جدا مىشود و يا از نظر او غايب مىگردد گويى جان از بدن او مفارقت كرده است . محمد بن وليد فقيه ، اشعار ذيل را دربارهء عواطف مادر و پدر سروده است : « لو كان يدري الابن أية غصة * يتجرع الأبوان عند فراقه