الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

423

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

و لي هم و أنت لكشف همي * ولي داء و أنت دواء دائي و أيقظني الرجاء فقلت ربي * رجائي أن تحقق لي رجائي تفضل سيدي بالعفو عني * فإني في بلاء من بلاء » « اى مقصد و مقصود من آيا به فضل و كرمت به دعاى اين بندهء ضعيف و گرفتار توجه نمىكنى ؟ بنده‌اى كه در درياهاى غم و اندوه غرق و اسير و گرفتار گناهان و خطاهاست ! خدايا همه روزه از روى تضرّع و زارى ، تو را مىخوانم در حالى كه براى خلوص و نيايش كوشايم . خداوندا همهء زمين بر من تنگ شده و اهل زمين دواى درد مرا نشناختند ! پس تو اى خداى بزرگ و اى مايهء اميد من ، از روى لطف دست مرا بگير كه به عفو تو پناه آورده‌ام . ( 1 ) خدايا با چشم گريان به در خانهء تو آمده‌ام پس به گريه‌ام ترحّم كن كه شرمندگيم بيشتر از گناهم مىباشد . خداوندا مرا اندوهى است كه تنها تو مىتوانى بر طرف سازى و مرا دردى است كه داروى دردم تويى . و اميد به درگاهت مرا از خواب غفلت بيدار كرد ، اين بود كه گفتم : پروردگار من ، اى اميد من ! اميدم را برآور . مولاى من به لطف و بخشش خود بر من تفضّل كن كه من دچار بلاهاى پياپى هستم .