الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

64

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

ذيحجه ، سال شصت هجرى بوده است « 1 » ، در حالى كه اندوه بر مردم مكه سايه افكنده بود ، كسى نماند كه از خروج وى غمگين نشده باشد « 2 » . . . كاروان از مكه جدا شد ، امام در هيچ منزلى فرود نمىآمد مگر اينكه با اهل بيتش از كشته شدن يحيى بن زكريا سخن مىگفت « 3 » و بدين ترتيب ، كشته شدن خود را آن‌گونه كه بر حضرت يحيى گذشت ، خبر مىداد . ( 1 ) تعقيب امام حسين عليه السّلام از سوى حكومت امام ، مسافت زيادى از مكّه دور نشده بود كه دسته‌اى از مأموران به فرماندهى « يحيى بن سعيد » آن حضرت را تعقيب نمودند تا او را از سفر به عراق بازدارند كه ميان آنان برخوردهايى صورت گرفت و مأموران از مقاومت ، عاجز ماندند « 4 » . اين اقدام به نظر ما صورى بوده است ؛ زيرا امام در روز روشن بدون هيچ‌گونه مقاومت قابل ذكرى ، خارج گرديد . . . و هدف از اعزام اين دستهء نظامى ، دور كردن امام از مكّه و محاصرهء وى در صحرا بود تا نابود كردن وى به آسانى صورت گيرد . ( 2 ) اين مطلب را « دكتر عبد المنعم ماجد » مورد تأكيد قرار مىدهد و مىگويد :

--> ( 1 ) مقريزى ، خطط 2 / 286 بستانى ، دائرة المعارف 7 / 48 . ( 2 ) صواعق المحرقة ، ص 196 . الصراط السوى فى مناقب آل النبى ، ص 186 . ( 3 ) نظم در السمطين ، ص 215 . ( 4 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 39 . البداية و النهاية 8 / 166 . و در سمط النجوم 3 / 57 و جواهر المطالب فى مناقب الامام على بن أبي طالب ، 2 / 264 آمده است : عمرو بن سعيد هنگامى كه از خروج حسين از مكه مطلع شد به مأمورانش گفت : هر شترى را كه ميان آسمان و زمين باشد ، سوار شويد و او را تعقيب كنيد و مردم از گفتار وى تعجب كردند . آنها در پى او رفتند ولى به وى نرسيدند .