الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
28
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
و تجاوزاتش در امان باشد ، ولى آن حضرت مىديد دين جدش صلّى اللّه عليه و آله بازيچهء دست نوهء ابو سفيان شده است و بايد براى حفظ كرامت اين دين ، بپاخيزد و همه چيز را در راه حمايت از آن ، فدا كند و اين همان هدفى بود كه هيچ كس نمىتوانست او را از آن بازبدارد . . . اينك به سخنان دلسوزان و بازدارندگان گوش فرا دهيم : ( 1 ) 1 - مسور بن مخرمه هنگامى كه « مسور بن مخرمه » « 1 » از تصميم امام بر ترك حجاز و حركت به سوى عراق آگاه شد ، به شدّت پريشان گشت و اين نامه را به آن حضرت نوشت : « مبادا به نامههاى اهل عراق و به سخن ابن زبير كه به تو مىگويد : به آنها ملحق شو كه آنان تو را يارى مىدهند . فريفته شوى . مبادا از حرم دور گردى كه آنان - يعنى اهل عراق - اگر به تو نيازى داشته باشند بر اشتران خواهند نشست و به سوى تو خواهند شتافت و در آن صورت با نيرو و ساز و برگ به سوى آنان خارج مىشوى » . هنگامى كه امام ، نامهاش را خواند ، عواطفش را ستايش نموده به فرستادهاش فرمود : « در اين باره از خداوند طلب خير خواهم كرد » « 2 » .
--> ( 1 ) « مسور بن مخرمة بن نوفل قرشى زهرى » ، دو سال بعد از هجرت ، به دنيا آمد و از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت كرد و از اهل دين و فضيلت بود ، همراه ابن زبير بود و هنگامى كه محاصرهء مكه پيش آمد ، سنگى از سنگهاى منجنيق به وى اصابت كرد و درگذشت ، الاصابه 3 / 400 . ( 2 ) ابن عساكر ، تاريخ 14 / 208 - 209 .