الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
50
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
حاكم متمرّد و تعيين « قرضه » به جاى وى را به اطلاع آنان رساند ، ولى ابو موسى بر ادامهء نافرمانى اصرار ورزيد و همچنان ارادهء مردم را سست مىكرد و آنان را به عدم همكارى دعوت مىكرد و آنها را به نافرمانى فرا مىخواند و خود ، به امام حسن عليه السّلام پاسخ منفى داد . ( 1 ) « مالك اشتر » ، آن زعيم بزرگ ، دريافت كه مشكل جز با اخراج اهانت بار ابو موسى تمام نمىشود . پس ، عدهاى از افراد سخت كوش قوم خود را فراهم آورد و همراه با آنان به كاخ فرماندارى يورش برد و مردم به غارت متاع و اموال وى پرداختند و آن فرد ترسو ناگزير شد كه دست از كار خود بردارد و آن شب را در كوفه بگذراند و سپس اقدام به فرار نمايد و به سوى مكّه برود و همراه با گوشهگيران ، اقامت نمايد . ( 2 ) امام حسن عليه السّلام مردم را براى خارج شدن جهت يارى رساندن به پدرش فرا خواند و هزاران نفر همراه وى حركت كردند . عدهاى سوار بر كشتيها شدند و گروهى ديگر سوار بر چهارپايان ، به راه افتادند و از اينكه امام خود را يارى مىكردند ، بسيار شادمان بودند . سپاهيان ، به فرماندهى امام حسن عليه السّلام صحرا را درنورديدند تا اينكه به « ذى قار » ، محل اقامت امام عليه السّلام رسيدند . امام عليه السّلام از موفقيّت فرزندش ، شادمان گشت و از تلاشها و كوششهايش سپاسگزارى نمود . ( 3 ) سپاهيان كوفه به لشكرى كه همراه امام بود و تعداد افرادش به چهار هزار نفر بالغ مىگرديد ، پيوستند كه در ميان آنان ، چهارصد نفر از كسانى بودند كه در بيعت رضوان با حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شركت داشتند . امام ، فرماندهى ميمنهء سپاه خود را به حضرت حسن عليه السّلام سپرد و فرماندهى