الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
46
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
كندند ، او را بسيار شكنجه نمودند « 1 » . ( 1 ) گروهى از اهل بصره به خشم آمدند و از اينكه آن قوم ، آتش بس را شكسته و به حاكم آنان تعدّى نموده و بيت المال را در دست گرفته بودند ، دست به اعتراض زدند و براى جنگ خارج شدند اين گروه از ربيعه بودند كه قهرمان بزرگ يعنى « حكيم بن جبله » در رأس آنان بود . او همراه با سيصد نفر از خاندان عبد القيس از شهر خارج گرديد « 2 » و ياران عايشه نيز بيرون آمدند و او را بر شترى سوار كردند كه آن روز به روز « جمل اصغر » ناميده شد « 3 » . ( 2 ) آن دو گروه با يكديگر در نبردى سخت درگير شدند و ابن جبله تلاشى در خور توجه داشت . مورخان مىگويند : مردى از ياران طلحه ، ضربهاى بر او زد و پاى او را قطع نمود . حكيم ، بر زمين زانو زد و پاى قطع شده خود را گرفت و با آن بر ضارب خود ضربهاى وارد كرده او را به قتل رساند و همچنان مىجنگيد تا اينكه كشته ( و شهيد ) شد « 4 » . آن گروه ، بر پيمانشكنى خود با امام ، شكستن پيمان آتش بس با ابن حنيف ، ريختن خون بىگناهان ، غارت بيت المال و شكنجه كردن ابن حنيف ، افزودند . ( 3 ) مورّخان مىگويند : آنها تصميم به قتل او گرفتند ، اما وى آنان را تهديد كرد كه اگر آزارى به او برسانند ، برادرش « سهل بن حنيف » كه از سوى حضرت على ، حاكم مدينه بود ، خاندانشان را از دم تيغ خواهد گذراند و آنان از اين امر ترسيدند
--> ( 1 ) شرح نهج البلاغه 9 / 319 - 321 ( چاپ اسماعيليان ) . ( 2 ) همان ، ص 321 . ( 3 ) زندگانى امام حسن عليه السّلام 1 / 430 . ( 4 ) اسد الغابة 2 / 40 .