الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

90

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) روز سوم ، سرور زنان ، باقيماندهء طعام را آرد كرد و نان پخت و هنگام افطار ، غذا را به آنان تقديم داشت ، اما چيزى نگذشت كه اسيرى گرسنه در را زد و آنان دست از طعام كشيدند و آن را به وى بخشيدند . سبحان اللّه ! چه نيكوكارى از اين بالاتر ! كدام ايثار از اين عظيم‌تر ، آن ايثارى بود كه قصد قربت خداى كريم در آن وجود داشت . ( 2 ) روز چهارم ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ديدنشان آمد و آنها را ديد . اما چه وحشتناك بود آنچه را كه مشاهد فرمود . آن حضرت ديد كه بدنهايشان از شدت ضعف به رعشه افتاده و قوايشان از گرسنگى تحليل رفته بود . پس حالتش دگرگون گشت و فرمود : « خدايا ! كمكى فرما ، اهل بيت محمد از گرسنگى مىميرند ! » . ( 3 ) هنوز سخن پيامبر به پايان نيامده بود كه امين وحى بر آن حضرت فرود آمد و پاداش عظيم اهل بيت و ارزشيابى ايثار جاويدانشان را با خود آورد . آن پاداشى وصف‌ناپذير بود كه ارزيابى كمّى آن ممكن نبود و آن مغفرت ، رحمت و رضوان بىحد از سوى خداوند است كه آنان را بخاطر صبرشان ، بهشت و حرير ، پاداش داد كه در آن بر اريكه‌ها تكيه دهند ، نه آفتاب و سرما ببينند و درختانى كه بر آنها سايه گسترده و ميوه‌هايش آويزان شده است ، ظرفهايى از نقره و فنجانهايى از بلور در اطرافشان به گردش در مىآيد ، بلورهايى از نقره كه آنها را به درستى اندازه داشته‌اند و در آن جامى به آنان مىنوشانند كه از زنجبيل سرشته شده باشد . ( 4 ) همانا آن عطايى پربخشش و فراوان است كه پروردگارشان در آخرت از نعمتهاى عظيم و كرامات به آنان مرحمت كرده و مزيد مغفرت و رضوانش را به فراوانى به آنها داده است .