الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
527
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
وقت كودك خردسال شيرخوارهاى بود و پس از آن ، زنده ماند و رئيس پليس عبيد اللّه بن زياد شد و عبيد اللّه او را نزد ابن سعد فرستاد تا او را به جنگ با حضرت حسين ، دستور دهد و او را تهديد نمود كه مبادا اين كار را به تأخير بيندازد . پس آن حضرت عليه السّلام در بامداد همان روزى به شهادت رسيد كه حصين نامه را در شب آن آورده بود » « 1 » . ( 1 ) 10 - آن حضرت عليه السّلام به « براء بن عازب » فرمود : « اى براء ! آيا حسين كشته مىشود ، در حالى كه تو زنده باشى و او را يارى ندهى ؟ ! » . براء گفت : اى امير المؤمنين ! چنين نخواهد بود . هنگامى كه حضرت حسين كشته شد ، براء پشيمان گشت و سخن امام امير المؤمنين عليه السّلام را به ياد آورد و مىگفت : چه حسرت بزرگى است كه در كنارش نبودم تا پيش از او كشته شوم « 2 » . ( 2 ) 11 - امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « گويى قصرها را مىبينم كه در اطراف قبر حسين عليه السّلام برپا گشتهاند و گويى بازارها را مىبينم كه در اطراف قبرش به وجود آمدهاند و روزها و شبها نمىگذرند مگر آنكه از مناطق به سوى آن روان مىگردند و آن پس از انقراض بنى مروان باشد » « 3 » . و آنچه امام امير المؤمنين عليه السّلام خبر داده بود ، محقق گشت چرا كه آن حضرت ، باب مدينهء علم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و عهدهدار اسرار و حكمت آن حضرت بود و هنوز حكومت اموى منقرض نشده بود كه مرقد ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آشكار گشت و حرم بزرگتر خدا گرديد كه دلهاى مسلمين به سوى آن مىشتابد
--> ( 1 ) شرح نهج البلاغه 10 / 14 . ( 2 ) همان ، ص 15 . ( 3 ) مسند امام زيد ، ص 47 .