الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
525
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
سپس اضافه فرمود : هم اوردوه بالغرور و غردوا * اجيبوا دعاه لا نجاة و لا عذرا « 1 » « آنان او را فريفته وارد ساختند و فرياد زدند كه خواستهاش را اجابت كنيد تا نجات و عذرى نباشد » . ( 1 ) 7 - « طبرانى » به سند خود از حضرت على روايت كرده : « حسين كشته خواهد شد و من تربتى را مىشناسم كه در آن ، در بين النهرين ، كشته مىشود « 2 » » . ( 2 ) 8 - « ثابت » از « سويد بن غفله » روايت كرده كه حضرت على عليه السّلام روزى خطبه ايراد مىفرمود ، پس مردى از پاى منبرش برخاست و گفت : يا امير المؤمنين ! من بر وادى القرى گذشتم و خالد بن عرفطه را ديدم كه مرده بود ، پس برايش استغفار نمود . آن حضرت عليه السّلام فرمود : « به خدا قسم ! نمرده است و نمىميرد تا اينكه لشكر ضلالتى را فرماندهى كند كه پرچمدارش حبيب بن حمار باشد » . در آن هنگام ، مردى به سوى آن حضرت برخاست و با فرياد گفت : « يا امير المؤمنين ! من حبيب بن حمار هستم كه شيعه و دوستدار تو مىباشم » . ( 3 ) امام فرمود : « تو حبيب بن حمار هستى ؟ » . گفت : آرى . امام ، گفتهء خود را تكرار كرد كه : « تو حبيب هستى ؟ » و او مىگفت : آرى . پس از آن ، امام عليه السّلام فرمود : « آرى به خدا قسم ! تو پرچم را برمىدارى ، آن را
--> ( 1 ) مجمع الزوائد 9 / 191 . طبرانى ، المعجم الكبير 3 / 117 / ح 2823 . ( 2 ) همان . طبريى ، المعجم الكبير 3 / 117 / ح 2824 .