الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

516

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) دور كردن فرصت طلبان امام ، هيچ‌يك از فرصت طلبان را كه اخلاصى براى حق نداشتند و تنها در پى طمع‌ورزيها و منافع خود بودند و منافع عامهء مردم را نمىشناختند ، به خود نزديك نساخت ، زيرا آنان ياران قدرت حاكم در باطل بودند نه در عدالت . و جامعهء كوفه گروه بزرگى از آنان را در ميان خود داشت ، همچون « اشعث بن قيس ، عمرو بن حريث ، شبث بن ربعى » و امثال آنان كه منافعشان در روزگار امام ، ضربه خورده بود و آنان با حكومت دمشق ، تماس گرفته ، نقش عمّال آن را به عهده گرفته ، دست به كار ايجاد توطئه‌ها شدند تا سپاه و ملت امام را به تباهى كشند . و هدفشان سرنگونى حكومت آن حضرت بود . ( 2 ) به گفتهء مورخان ، آنها همان فرماندهان لشكرى شدند كه فجيع‌ترين جنايت تاريخ را كه قتل سيد الشهداء مىباشد ، مرتكب گرديدند ، زيرا مطمئن بودند كه اگر زمام امور به دست آن حضرت بيفتد ، منافع آنان را از بين مىبرد ، زيرا سياست وى ادامهء سياست پدرش خواهد بود ، سياستى كه در آن جايى براى خيانتكاران و مجرمان وجود ندارد . ( 3 ) دور كردن طمع‌ورزان امام ، حكومت را وسيله‌اى براى اصلاحات اجتماعى مىدانست كه تنها به كسانى بايد داده شود كه در دين خود ، دقيق و متعهد باشند و در برابر خواستها و هواهاى خود ، خاضع نگردند و بايد قدرت حكومت را در راه محقق شدن منافع مردم به كار گرفته شود و جايز نيست بخاطر دوستى و تبعيض به هر كسى واگذار شود . آن حضرت در نامهء خود به قاضيش ، « رفاعة بن شداد » مىنويسد :