الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
513
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
من به آنها از راههاى زمين داناتر هستم » . ( 1 ) و بسيار مايهء افسوس و اندوه است به حقيقت كه آنها از وجود اين ابر مرد عظيم ، بهره نجستند و از حقيقت فضا و كهكشانهاى شناور در آن و ديگر اسرار طبيعت ، چيزى نپرسيدند كه آن حضرت معارف آنها را از پيامبر اكرم دريافت كرده بود . آنها چيزى در اين مورد از وى نپرسيدند ، بلكه به استهزا پرداخته و يكى از آنها مسخره كنان پرسيد ، چند تار موى در سر من موجود است ؟ امام ، در ميان آن محيط جاهل ، غريب زيست ، محيطى كه چيزى از اهداف و ارزشهاى آن حضرت را نمىدانست و حقيقت ارزش وى را درنمىيافت و عظمت ذاتى و مواهب حضرتش را تشخيص نمىداد . به هر حال ، امام حكومتش را بر پايهء توسعه بخشيدن به زندگى فكرى و علمى و انتشار آگاهيها و آداب در ميان همهء طبقات قرار داده بود . ( 2 ) واليان و عاملان امام على عليه السّلام امام ، در انتخاب واليان و عاملان ، به شدت احتياط مىنمود و كسى را بر منطقهاى از مناطق اسلامى نمىگماشت و وظيفهاى به عهدهء او نمىگذاشت مگر پس از اينكه از ديانت ، شايستگى و كفايتش در مديريت ، مطمئن شود و هيچ كس را بخاطر دوستى و برتر شمردن به حكومت منصوب نمىكرد ، بلكه اخيار و صالحان مسلمين را به كار گرفت همانند « مالك اشتر ، محمد بن ابى بكر ، سهل بن حنيف ، حبر الامه عبد اللّه بن عباس » و نظاير آنان از كسانى كه آگاهى كامل در امور حكومت و مديريت داشتند و نامههاى مهمى به آنان داد كه در آنها به امور حكومت و سياست دولت پرداخته و اختيارات و مسئوليتهاى آنان را