الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
471
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
( 1 ) ياد داشت مصريان به عثمان هيأت مصرى تصميم گرفت كه ياد داشتى به عثمان بدهند و از او بخواهند كه توبه نمايد و در سياست و رفتار خود به راه راست برود . متن آن ياد داشت چنين بود : « اما بعد : بدان كه خداوند چيزى را در قومى دگرگون نمىسازد مگر اينكه آنچه را در خود دارند ، دگرگون نمايند . پس ، خداى را ، خداى را و باز خداى را ، خداى را كه تو به راه دنيا هستى ، پس آخرت را همراه آن به پاى دار و سهم خود را از آخرت فراموش مكن كه دنيا براى تو روا نباشد و بدان كه ما براى خدا هستيم و براى خدا خشم مىگيريم و در راه خدا خشنود مىشويم و ما شمشيرهايمان را از دوشهايمان بر نمىداريم تا اينكه توبهاى آشكار از تو به ما برسد و يا گمراهى تو براى همه روشن شود . و اين سخن ما براى تو مسألهء ما با تو است و عذر ما با تو را خداوند دارد و السلام . . . » « 1 » . ( 2 ) عثمان ، مضطرب گشت و نامه را به دقت خواند در حالى كه انقلابيون وى را در ميان گرفته بودند ، پس مغيره به سوى وى شتافت و از او اجازه خواست تا با آنها سخن بگويد و او ، وى را اجازه داد ، اما هنگامى كه به آنها نزديك شد ، بر او فرياد زدند : « اى اعور ! برگرد » . و باز بر او بانگ زدند : « اى فاجر ! برگرد » . بار سوم بر او فرياد كشيدند : « اى فاسق ! برگرد » . ( 3 ) مغيره ، ناكام و خوار شده ، در حالى كه در سفارت خويش شكست خورده بود ، مراجعت نمود و عثمان ، عمرو بن عاص را فراخواند و از او خواست تا با آن
--> ( 1 ) طبرى ، تاريخ 4 / 369 . الانساب 5 / 64 - 65 .