الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
462
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
كه ملك از آن كسى است كه غالب شود ، پس دينشان را به آنها بخشيدند و آن قوم دنيايشان را به آنها دادند ، بنابراين ، دنيا و آخرت را زيانكار گشتند و اين همان زيانكارى آشكار است . . . » . ( 1 ) ابو ذر ، به تلخى گريست و نگاه آخرين وداع را بر اهل بيت افكند ، آنان كه برايشان اخلاص ورزيد و آنها نيز براى وى اخلاص داشتند ، آنگاه با كلماتى كه سوز دلش در آنها هويدا بود چنين سخن گفت : ( 2 ) « خداوند شما را اى اهل بيت رحمت ! رحمت نمايد كه هرگاه شما را ببينم ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به ياد مىآورم . من در مدينه جز شما كس و كارى ندارم ، من در حجاز بر عثمان سنگينى نمودم آن گونه كه در شام بر معاويه سنگينى كردم ، او نمىخواست كه همسايهء برادرش و دايىزادهاش در مصرين « 1 » شوم و مردم را بر عليه آنها بگردانم پس مرا به سرزمينى تبعيد كرد كه در آن براى يار و ياورى جز خداوند نيست و به خدا قسم ! من جز خداوند ياورى نمىخواهم و با خداوند از هيچ وحشتى نمىهراسم . . . » . ( 3 ) آنگاه ، مركب ابو ذر به راه افتاد و به سوى ربذه حركت كرد تا از حرم خدا و حرم رسولش تبعيد شود در حالى كه قلبش از غم و اندوه فراق اهل بيت عليه السّلام پر بود ، آنان كه يادگار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در ميان امتش بودند . ( 4 ) ابو ذر ، به ربذه رفت تا در آنجا از گرسنگى بميرد ، در حالى كه طلاى زمين در دست عثمان بود و آن را به بنى اميه و خاندان ابى معيط مىبخشيد ولى آن را بر ابو ذر تحريم كرد ، او كه در هدايت و رفتار ، شبيه حضرت عيسى مسيح فرزند مريم بود .
--> ( 1 ) « مصرين » بصره و مصر را گويند .